برگردان به زبان ساده
چو بلبل از خس و خار چمن کاشانهای دارم
برای برق حسن گل عجایبخانهای دارم
هوش مصنوعی: چون بلبل، در میان خار و خس، جایی دارم که در آن از زیبایی گل لذت میبرم و برای خود دنیای شگفتانگیزی ساختهام.
نه در شهر است آرامش نه در صحراست تمکینش
نمیدانم چه سازم خاطر دیوانهای دارم
هوش مصنوعی: نه در شهر آرامشی وجود دارد و نه در دشت راحتی پیدا میشود. نمیدانم باید چه کار کنم، چون دل و ذهنم به هم ریخته و دیوانهوار است.
تو مشغولی به خویش ای زاهد و من فارغم از خود
تو تسبیحی به کف داری و من پیمانهای دارم
هوش مصنوعی: تو در دنیا و مشکلات خود غرق شدهای، در حالی که من از خودم فارغ و آزاد هستم. تو تسبیح به دست داری و در عبادت مشغول هستی، اما من در حال لذت بردن از زندگی و مشروب هستم.
حکایتهای من از پا دراندازد جهانی را
ز سر گر بگذری از سرگذشت افسانهای دارم
هوش مصنوعی: داستانهای من میتواند دنیایی را تحت تأثیر قرار دهد، به شرطی که از سرگذشت افسانهای که دارم عبور کنی.
از آن سررشتهٔ کارم سری بر روشنی دارد
که همچون شمع، من در سوختن پروانهای دارم
هوش مصنوعی: من در کار خود ریشهای دارم که نورانی است و مانند شعله شمع، یک پروانه در حال سوختن برای من وجود دارد.
در آن وادی که مجنونش منم ای سیل بیمنت
گذارت گر بدان جا اوفتد ویرانهای دارم
هوش مصنوعی: در آن دیاری که من همچون مجنون هستم، ای سیل بیوقفهای که میگذری، اگر به آنجا بیفتی، ویرانهای دارم.
شکستی دل سعیدا را و با بیگانهای می خوردی
نگفتی هیچ از خود بیخبر دیوانهای دارم
هوش مصنوعی: دل سعیدا را شکستی و با کسی دیگر وقت میگذرانی. هیچ نگفتی از اینکه من را فراموش کردهای و دیوانهوار به یاد تو هستم.