برگردان به زبان ساده
حکایت گل روی تو در چمن کردم
هزار طعنه از آن روی بر سمن کردم
هوش مصنوعی: حکایت زیبایی چهرهات را در میان گلها تعریف کردم و به خاطر آن زیبایی، هزار بار به گلهای سمن طعنه زدم.
به داد تشنگیم آب خضر گو نرسید
عقیق لعل لب یار در دهن کردم
هوش مصنوعی: از خدا طلب یاری میکنیم، زیرا به شدت تشنهایم. به جای آب زلال و حیاتبخش خضر، دلم به رنگ و زیبایی لب یار مشغول است.
نکرد غنچهٔ امید من گل از جایی
چه خارها که چو ماهی به پیرهن کردم
هوش مصنوعی: امید من نتوانست به گل تبدیل شود و از جایی شکوفا نشد. با این حال، چه زخمها و دشواریهایی که مانند خاری به وجود آمد و من آنها را به عنوان بخشی از وجودم تحمل کردم.
به هر زمین که گذشتم ز اشک خونین دم
شکوفه کردم و گل کردم و چمن کردم
هوش مصنوعی: هرجایی که پا گذاشتم، با اشکهای خونینم، شکوفه زدم و گل و چمن را رونق بخشیدم.
ز بی وفایی خود دور یک سخن نشیند
به صد هزار زبان همچو گل سخن کردم
هوش مصنوعی: به خاطر بیوفاییام، به اندازه هزار زبان دربارهام صحبت میشود، مانند گلی که با کلماتش سخن میگوید.
به یادگار گل عارضی است این داغم
که همچو لاله به صد رنگ در کفن کردم
هوش مصنوعی: این داغی که بر دل دارم، نماد زیبایی و یادگاری از کسی است که همچون گل لاله، در رنگهای مختلف و زینتی در زندگیام نمایان شده است.
ز بسکه بیخودیم برده است دل ای عقل
دگر میا که در این شهر من وطن کردم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در عشق و حال و در عالم مستی غرق شدهایم، عقل و منطقت نباید به میان بیاید. من در این شهر به عشق و حال خود مشغول شدهام و به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنم.
کسی به کافر کتور نمی کند هرگز
ز عشق آنچه سعیدا به خویشتن کردم
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه من از عشق به خود آسیب نمیزند؛ حتی کافری که به دین نداشتهاش پایبند است.