برگردان به زبان ساده
گذشتم از سر جان سوی جانان بیشتر رفتم
من این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم
هوش مصنوعی: من از خودم و تمام مشکلات فراتر رفتم و به سمت محبوبم بیشتر پیش رفتم. در این مسیر، از پا افتادم، اما بدون هیچ دردی و بیسر و صدا ادامه دادم.
فزونتر می شود غم هر که در تدبیر می افتد
زدم چون دست و پا از وهم در گل بیشتر رفتم
هوش مصنوعی: هر کس که در فکر تدبیر و برنامهریزی باشد، غم و دردی که احساس میکند بیشتر میشود. من همچنان که از خیالهای پوچ دور شدم، در مشکلات و گرفتاریها بیشتر غرق شدم.
ز روی سنگ نقش کنده هرگز برنمی خیزد
در این اندیشه ام از یاد آن دل چون به در رفتم
هوش مصنوعی: از روی سنگ، نقشی که کنده شده هرگز محو نمیشود. در این فکر هستم که دل آن یاد را فراموش نکرده است، چون از آنجا خارج شدم.
چو بدمستی قیامت بیند و از خواب برخیزد
لبی خشک آمدم در عالم و با چشم تر رفتم
هوش مصنوعی: وقتی در حال مستی به حالت قیامت فکر میکنم و از خواب بیدار میشوم، با دهانی خشک به این دنیا آمدهام و با چشمانی اشکآلود از آن میروم.
نه چون خورشید سیرانم سعیدا بیاثر باشد
نخواهم رفت از دلها چه شد گر از نظر رفتم
هوش مصنوعی: من مانند خورشیدی نیستم که بیهدف و بیثمر در آسمان بچرخم. نمیروم از دلها، حتی اگر از نظر پنهان شوم.