برگردان به زبان ساده
همچو بلبل آشیان گر در چمن میداشتم
صد زبان سرخ چون گل در سخن میداشتم
هوش مصنوعی: اگر مانند بلبل آشیانهای در گلزار داشتم، صد زبان سرخ و شیرین مانند گل را در صحبتهایم به کار میبردم.
همچو زیر بار خود کی میشدم زار و ضعیف
بار عالم گر به دوش خویشتن میداشتم
هوش مصنوعی: اگر بار زندگی و مسئولیتها را به دوش خود میکشیدم، هرگز مانند شخصی ضعیف و زار نمیشدم.
تا نمیدیدم ز غربت سردوضعیها به کار
چون سمندر کاش در آتش وطن میداشتم
هوش مصنوعی: تا زمانی که در غربت به سر میبردم، متوجه سردی و سختیهای آن نبودم. کاش مانند سمندری میتوانستم در آتش سرزمین خود بمانم.
در کمر سنگ قناعت هیچ تأثیری نکرد
کاش من سنگ قناعت در دهن میداشتم
هوش مصنوعی: در زندگی، انسان باید به حدی از قناعت دست یابد که مانند سنگ، تحت تأثیر وسوسهها و خواستههای دنیوی قرار نگیرد. ای کاش من هم میتوانستم چنین قناعتی را در دل خود داشته باشم تا بتوانم از افت و خیز زندگی ضربه نخورم.
عندلیب باغ خاموشی نمیگشتم چنین
همچو طوطی من اگر میل سخن میداشتم
هوش مصنوعی: من در باغ خاموشی مانند بلبل نمیخواندم اینگونه، اگر میل به گفتگو و سخن گفتن داشتم مثل طوطی.
یوسف مقصود را مییافتم هرجا که بود
رهبری گر همچو بوی پیرهن میداشتم
هوش مصنوعی: هر جا که یوسف مقصود را مییافتم، اگر مانند بوی پیراهنش، راهنمایی داشتم، به راحتی او را پیدا میکردم.
کی سعیدا میبریدم کف ز خجلت چون ترنج
گر به دست خویش من سیب ذقن میداشتم
هوش مصنوعی: من در حالی از خجالت کفهایی به دست میزدم که اگر سیب را خودم در دست داشتم، از آن ترنج نمیچیدم.