برگردان به زبان ساده
رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
تمام دل شدم و از پی نظر رفتم
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را دیدم، انگار به دنیای دیگری منتقل شدم. تمام وجودم پر از عشق شد و تنها به دنبال دیدن تو رفتم.
به هر چمن که ز خط و رخ تو کردم یاد
میان سبزه و صد برگ تا کمر رفتم
هوش مصنوعی: هر جا به یاد تو و زیباییات رفتم، در میان چمنها و greenery، تا کمر در سبزهها و برگها غرق شدم.
چو شیشه سرخوش و صافیدل آمدم در بزم
چو آفتاب به سر بردم و به سر رفتم
هوش مصنوعی: مثل یک شیشهٔ سرخوش و شفاف وارد مهمانی شدم، همچون آفتاب درخشان در آنجا حضور داشتم و سپس با همان نور و سرخوشی خارج شدم.
چو تیر کج عقب افتاده بودم از مطلب
به زور باد و هوا گرچه پیشتر رفتم
هوش مصنوعی: من مانند تیر کجی که از هدف خود منحرف شده، تحت تأثیر حوادث و شرایط ناپایدار، از مقصودم دور افتادهام، هرچند که در ظاهر به پیش رفتهام.
برای آن که خبر یابم از حقیقت کار
بیامدم به صد امید و بی خبر رفتم
هوش مصنوعی: برای اینکه از واقعیت موضوع مطلع شوم، با امیدهای فراوان به سراغش رفتم، اما در نهایت بدون هیچ دانشی بازگشتم.
همان ز بخت سیه باز سر برون کردم
چو خامه تا به گلو گر در آب زر رفتم
هوش مصنوعی: با وجود بدبختی، از سرم رنج و مشکلات را کنار زدم و مثل قلمی که به رنگ طلا مینویسد، تلاش کردم تا به موفقیت برسم.
ز بخت تیره سعیدا نیافتم خبری
چو آفتاب بسی گرچه دربدر رفتم
هوش مصنوعی: از شانس بد به جایی نرسیدم، همچون خورشید که در آسمان درخشان است، هرچند که به دنبال آن به هر سو رفتهام.