برگردان به زبان ساده
آه از آن روزی که چون یوسف نگاری داشتم
در نظرهای عزیزان اعتباری داشتم
هوش مصنوعی: یاد آن روزها به خاطرم میآید که مانند یوسف زیبا در نظر دیگران ارزش و اعتبار خاصی داشتم.
یاد ایامی که در این کلفت آباد جهان
همچو مینا و صراحی غمگساری داشتم
هوش مصنوعی: به یاد روزهایی هستم که در این دنیای پر از سختی، مانند یک شیشهٔ زیبا و معطر، احساسات و اندوههایم را با دیگران تقسیم میکردم.
وای از آن روزی که پایم می فشرد انگور را
در خرابات مغان دست به کاری داشتم
هوش مصنوعی: نمیدانم چه روزی خواهد آمد که در میخانه پا به انگور میفشارم و در حال نشئگی دست به کاری میزنم.
سوخت دل یکباره ور نی از گل روی کسی
پیشتر در سینه من هم خارخاری داشتم
هوش مصنوعی: دل من به شدت آتش گرفته است، همانطور که کسی دیگر پیش از این در سینهاش درد و غم داشت.
باد دستی های من یکبارگی افشاند و رفت
در دل و در سینه هر گرد و غباری داشتم
هوش مصنوعی: باد ناگهان همه چیزهایی که در دل و سینهام داشت به بیرون پراکنده کرد و رفت.
بسکه در غربت ز تنهایی صفاها کرده ام
نیست در خاطر که من یار و دیاری داشتم
هوش مصنوعی: در دوری و تنهایی به حدی به آرامش رسیدهام که دیگر به یادم نمیآید که یار و وطن داشتهام.
چشم گردونم به خاک افکند ورنه بیش از این
سینه ای چون ابر و چشم اشکباری داشتم
هوش مصنوعی: چشمان آسمانیام به زمین افتاده است و اگر اینطور نبود، دلی چون ابر و چشمانی پر از اشک داشتم.
آمدم تا وادی خود دشمنان ره یافتند
وای چون من بیخودی بر خود حصاری داشتم
هوش مصنوعی: به منظور ورود به دنیای خودم، با دشمنان روبرو شدم. ای وای، در حالی که من به خاطر نادانی خود، دیواری دور خود ساخته بودم.
پاسبان بودم سعیدا با سگان کوی یار
ای خوش آن روزی که آن جا اقتداری داشتم
هوش مصنوعی: من در کوچهی یار، به عنوان نگهبان با سگها بودم و چه روز خوشی بود که در آنجا قدرتی داشتم.