برگردان به زبان ساده
ای که می گویی خدای خویش را چون دیده ام
چون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی خدا را چگونه دیدهای، من هم میگویم، همانطور که تو میگویی، من نیز او را بی چون و چرا دیدهام.
دست از دامان گلگونش نخواهم داشتن
نشئه ها از پرتو آن روی گلگون دیده ام
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم از دامن زیبا و دلانگیز او دست بکشم، زیرا زیبایی و روشنی که از چهرهاش مشاهده کردهام، مرا به وجد آورده است.
در دل خود کرده ام سیر سواد اعظمی
آن سویدا خانه را در بر مجنون دیده ام
هوش مصنوعی: در دل خود سفری به سوی یک سرزمین بزرگ و زیبا انجام دادهام، جایی که در آن خانهای را دیدهام که مجنون در آن قرار دارد.
خوانده ام مضمون دیوان قضا را بارها
هرچه آمد در نظر مصراع موزون دیده ام
هوش مصنوعی: من بارها محتوای دیوان سرنوشت را مطالعه کردهام و هر چیزی که تا به حال در نظر من آمده، به گونهای زیبا و موزون دیده شده است.
خیرگی می کرد چشم از دیدن دیدار غیب
در میان هر گه سعیدا خویش را چون دیده ام
هوش مصنوعی: چشمانم به تماشا و دیدن ناگفتههایی دیگر، در هر لحظهای مشغول است. به طوری که هر بار خودم را در این حالت میبینم.