برگردان به زبان ساده
نی همین از خودنمایی پا و سر پیچیدهام
خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیدهام
هوش مصنوعی: من به خاطر خودنماییام، پا و سرم را بهطور پیچیده و با دقت نشان میدهم و در واقع، در دل خود، صد عیب و هنرمندی را جا دادهام.
هرچه با گردون دون دادم همانم باز داد
چون صدا این کوه را من بر کمر پیچیدهام
هوش مصنوعی: هر چیزی که از آسمان و سرنوشت به من داده شد، همان را دوباره به من برمیگرداند، مانند پژواکی که از کوه به گوش میرسد و من آن را در دل خود نگهداشتهام.
باطن خود را به ظاهر نیک گردانیدهام
این بدان ماند که عیبی در هنر پیچیدهام
هوش مصنوعی: من درون خود را به ظاهری خوب و زیبا تبدیل کردهام، این شبیه این است که نقصی را در هنر خود پنهان کردهام.
فکر زلفش تا نبیند همچو مشک افسردگی
چون ضیا در پردههای چشم تر پیچیدهام
هوش مصنوعی: افکار و احساسات من به خاطر زلف محبوبم، مانند مشک حسی عمیق و غمانگیز را نشان میدهد. من همچون ضیا (نور) در پردههای چشمانم گرفتار شدم.
او منزه بوده است از نقد و جنس و خیر و شر
من عبث بر تار و پود خیر و شر پیچیدهام
هوش مصنوعی: او از انتقاد و مال و خوبی و بدی پاک و دور است و من به طور بیهوده به مسائل خوب و بد چسبیدهام.
قطرهٔ خونی به بیداری برآید مشکل است
ز این رگ خوابی که من بر نیشتر پیچیدهام
هوش مصنوعی: بیدار کردن یک قطرهٔ خون از خواب درونیام کار دشواری است، زیرا این خواب در رگ من به شدت پیچیده شده است.