برگردان به زبان ساده
می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
خانه گر از لعل و یاقوت است مهمان را چه حظ
هوش مصنوعی: وقتی انسان از بدن جدا میشود و جانش میرود، چه فرقی میکند که خانهاش از جواهرات گرانبها پر باشد؟ در نهایت، مهمان (یعنی جان) از این دنیاست و از این متاعها بهرهای ندارد.
خلق را عید است امروز از تماشای رخت
ای به قربان تو گردم چشم حیران را چه حظ
هوش مصنوعی: امروز برای مردم عید است به خاطر دیدن تو. ای کاش جانم را فدای تو کنم! چشمان حیران من از این تماشا چه لذتی میبرند.
از لب شکرفشانت وز نگاه چشم مست
در کمند حلقهٔ زلفت اسیران را چه حظ
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین و جذاب تو و از نگاه خمارچشمانت، کسانی که در دام زلفهای تو گرفتار هستند، چه لذتی میبرند.
ما به جان و دل جفا و ناز خوبان می کشیم
از جفا لیکن نمی دانیم خوبان را چه حظ
هوش مصنوعی: ما با جان و دل از بدیها و نازهای معشوقان میگذریم و این آزار را تحمل میکنیم، اما نمیدانیم که معشوقان از این کار چه بهرهای میبرند.
عشقبازی با جمالش از هوسناکان عجب
گرچه سودا پخته باشد لیک خامان را چه حظ
هوش مصنوعی: عشقورزی با زیبایی او از دلبرانی که هوسبازند تعجبآور است. هرچند ممکن است دیوانگی و سودا در دل بعضیها وجود داشته باشد، اما کسانی که هنوز نارسند از این عشق بهرهای نمیبرند.
کی به محض گفتگو لذت توان بردن ز عشق
گر درون خانه خورشید است دربان را چه حظ
هوش مصنوعی: اگر در خانه خورشید عشق وجود داشته باشد، دیگر نیازی به گفتوگو نیست تا از عشق لذت ببریم. در واقع، این لذت در خود عشق و روشنایی آن نهفته است و دربان خانه نمیتواند به ما چیزی بیش از آنچه که هست ببخشد.
حرف حق با طالب دنیا سعیدا سود نیست
بر سر گور مجوسی ختم قرآن را چه حظ
هوش مصنوعی: سخن راست و حقی که به کسی بگویی که تنها به دنبال دنیای مادی و لذایذ آن است، هیچ ارزشی ندارد. در واقع، چه فایدهای دارد که بر سر قبر کسی، قرآن را ختم کنند در حالی که او به حقیقت و معنویت نپرداخته است؟