برگردان به زبان ساده
کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
[یا که ] پروازی که سازد از پر و بالم خلاص
هوش مصنوعی: کسی که بتواند از حال و وضعیت دشوار من خلاص شود، مانند پرندهای است که از پر و بال خود رهایی یابد.
باد عالی پایهٔ ادبار یارب زان که او
کرد بی منت ز منت های اقبالم خلاص
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، نفس خوش باد که من را از بندهایی که بر زندگیام سنگینی میکند، آزاد کرده است.
طالب آن هندوم کز یک کف خاکستری
کرد از احرام سفید و خرقهٔ شالم خلاص
هوش مصنوعی: شخصی که به دنبال زنی است که با یک دست خاکستری رنگ لباس احرام سفید و ردای شالی خود را کنار زده است.
باد بالا نوخطان را دست حسن بر کمال
ساختند از جامهٔ چون خامه چون نالم خلاص
هوش مصنوعی: باد در بالای نوخستاران، به خاطر زیبایی حسن، آنها را به کمال رساند، حال آنکه من مثل خامهای از جامه، در حال نالیدن و گلهگزاری هستم.
داد جام باده بدمستی ز دین بیگانه ای
از چهل تن کرد بیرون وز ابدالم خلاص
هوش مصنوعی: نوشیدن می و میگساری باعث شده که از دین و باورهای بیگانه رها شوم و به دنیایی تازه قدم بگذارم.
دوش در بزم خموشان یک نفس دادند جای
حالتی آمد که کرد از قیل و از قالم خلاص
هوش مصنوعی: دیروز در مجلس خاموشان یک دم آرامش پیدا کردم که از تمام گفت و گوها و ادعاها رها شد.
در حساب روز [و] شب عمرم سعیدا صرف شد
کرد آن رخساره و زلف از مه و سالم خلاص
هوش مصنوعی: در محاسبه روزها و شبهای عمرم، خوشبختی من با آن چهره و موی زیبا که شبیه ماه است، سپری شد و از رنج و دشواریها نجات یافتم.