برگردان به زبان ساده
یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
نیست جز زیر زمینم هوس جای دگر
هوش مصنوعی: دوست من همواره باعث زحمت و ناراحتیام است. دل و جانم در عذاب است و هیچ چیز جز زیر زمین به یاد من نمیآید و آرزو میکنم در جایی دیگر باشم.
خاطر خستهٔ من بین و گشا لب به سخن
که باین ضعف دوا نیست بجز گل به شکر
هوش مصنوعی: دل خستهام را ببین و با من سخن بگو، زیرا جز گلِ شکر چیزی برای این ضعف و درد نیست.
جوهر همت ذاتیش نمایان گردد
پیش یاران پسری را که برد نام پدر
هوش مصنوعی: نبوغ و استعداد واقعی یک فرد زمانی به نمایش درمیآید که او در کنار دوستانش قرار گیرد و نام پدرش را به دوش بکشد.
عقل را نور نماند چو شود موی سفید
شمع تاریک بماند چو شود وقت سحر
هوش مصنوعی: زمانی که عقل از بین برود و فرد به پیری و سفیدی مو برسد، مانند شمعی میشود که در تاریکی مانده و روشنیاش از بین رفته است. به این ترتیب، در زمان صبح، وقتی که باید نور و روشنایی باشد، دیگر خبری از روشنایی نیست.
می رسد گر قدح بادهٔ معنی نوشیم
ما که دوران دگر گشت نگشتیم دگر
هوش مصنوعی: اگر روزی بادهٔ معنا را بنوشیم، خوشا به حال ما که در زمان دیگری دچار تغییر و تحول نشدیم.
حرف آن لعل لب و تنگ دهان باز بگو
سخن از بوسه و جام است مکرر خوشتر
هوش مصنوعی: حرف آن لبهای زیبا و دهان کوچک را بگویید، سخن از بوسه و جام در دفعات مکرر، دلپذیرتر است.
رسنی بست سعیدا به میان تا که شنید
زیر بارند مرصع کمران تا به کمر
هوش مصنوعی: سعیدا کمربند را بر کمر خود بست تا زیر باران به ظاهری دلربا و زیبا برسد.