برگردان به زبان ساده
نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
چشم بندم که ز اشکم نشود تر کاغذ
هوش مصنوعی: وقتی شوق و عشق را بر کاغذ مینویسم، چشمانم را میبندم تا اشکهایم کاغذ را خیس نکند.
حرف از زلف و رخ دوست نمودم انشا
قلمم دستهٔ گل گشت و معنبر کاغذ
هوش مصنوعی: من درباره زلف و چهره دوستند نوشتم و قلمم همچون دسته گلی زیبا شد و کاغذ نیز پر از معنا گشت.
مهر دل کردم و با رشتهٔ جان پیچیدم
تا نیفتد به ره از بال کبوتر کاغذ
هوش مصنوعی: عشق و محبت را در دل خود جای دادم و آن را به جانم پیوند زدم تا مانند کبوتر کاغذی در مسیر زندگی دچار مشکل نشود.
یاسمن را نبود بار تعلق بر دوش
به ره آورد بهارش زده بر سر کاغذ
هوش مصنوعی: یاسمن هیچ تعلقی به بار سنگین زندگی ندارد و به همین خاطر، با شروع بهار، زیبایی و شادابیاش را بر روی کاغذ تجلی میبخشد.
خال و خط کردن نهان زیر نقابی گفتم
همچو مشکی است که پیچیده بود بر کاغذ
هوش مصنوعی: نقش و اثرهای پنهان زیر لایهای از رنگ و پوشش است، مانند عطر خوشی که بر روی کاغذ وجود دارد و بوی خود را به آرامی نشان میدهد.
در کتابت خط خوش باید و اشعار لطیف
حاجت مسطر و جدول نبود بر کاغذ
هوش مصنوعی: در نوشتههایت باید خط زیبا و خوش داشته باشی و اشعار لطیف و زیبا را بنویسی؛ نیازی به استفاده از جدول یا الگو بر روی کاغذ نیست.
گر بود پادشه عصر ز معنی آگاه
بهر دیوان سعیدا کند از زر کاغذ
هوش مصنوعی: اگر پادشاه زمان از معنای واقعی آگاه باشد، برای دیوانی خوشبخت، کاغذی از طلا فراهم میکند.