برگردان به زبان ساده
هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
زهر باید نوش کرد از جام جم باید برید
هوش مصنوعی: هر لحظه که در جستجوی معشوق باشی، باید با غم و اندوه مقابله کنی و آن را از خود دور کنی. همچنین باید زهر و تلخیها را بپذیری و از خوشیهای زندگی بهرهمند شوی.
دهر دریایی است بی پایان و ما امواج او
ای رفیقان همچو موج آخر ز هم باید برید
هوش مصنوعی: دنیا مانند دریایی بیپایان است و ما مانند امواجی در این دریا هستیم؛ بنابراین، ای دوستان، باید مانند موج آخر از هم جدا شویم.
مهدجنبان، درد و [انده] دایهٔ غم، مشفقش
ناف طفل خویشتن را با الم باید برید
هوش مصنوعی: مهد جنبان، که در اینجا اشاره به کسی دارد که مسئولیت بزرگ کردن و نگهداری از کودک را بر عهده دارد، در دل خود احساس غم و درد دارد. او باید به خوبی از نوزادش مراقبت کند و برای رفع مشکلات او اقدام کند. در این بین، ممکن است برای جلوگیری از آسیب به کودک، نیاز باشد که از برخی وابستگیها و عواطف خود عبور کند.
با دم تیغ فنا هر بند و پیوندی که هست
از نیستان تعلق چون قلم باید برید
هوش مصنوعی: باید با تیغ فنا هر گونه وابستگی و رشتهای که داریم را قطع کنیم، مانند اینکه از دنیای مادی جدا شویم و به آزادی و رهایی برسیم.
تا اثر باقی است از هستی گریزانم ز خود
اندرین راه از پی خود چون قلم باید برید
هوش مصنوعی: تا وقتی که تاثیری از وجودم باقی است، از خودم فرار میکنم. در این مسیر، باید مانند قلم از خودم جدا شوم.
طفل شب را قسمت روزی ز شیر ماهتاب
سیر ناگردیده شام و صبحدم باید برید
هوش مصنوعی: کودک شب برای روز خود از شیر ماهتاب بهرهمند شده، اما هنوز شام و صبح را باید جدا کند.