برگردان به زبان ساده
کس به دور نرگس مست تو هشیاری ندید
آسمان جز فتنهٔ چشم تو بیداری ندید
هوش مصنوعی: هیچکس دور نرگس زیبای تو حال خوب و بیداری را ندیده است، آسمان نیز جز فریبندگی چشمان تو را بیدار کنندهای نیافته است.
او چه داند حال ظلمت دیدگان عشق را
در جهان غیر از نگاه خود ستمکاری ندید
هوش مصنوعی: او چگونه میتواند حال و وضعیت عاشقانی را که در تاریکی عشق به سر میبرند درک کند، مگر اینکه خود نیز مانند آنها رنجی را تجربه کند و ستمی را ببیند که تنها از چشم خود میتواند آن را مشاهده کند؟
تا به لب آمد غم دل از برای غمخوری
لیک غیر از خویشتن بر خویش غمخواری ندید
هوش مصنوعی: غم و اندوه دل به حدی رسیده که به لب نزدیک شده است، اما در این حال جز خودم کسی را برای دلجویی ندیدم.
گاه در پایت فتد گه در کمر پیچد تو را
کس به دور عارضت چون زلف، عیاری ندید
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است پای تو به زمین بیفتد یا کمرت را بپیچد، اما هیچکس نمیتواند مثل زلفهای تو، به زیبایی دور عارضت بگردد.
از برای امتحان هر سو که دل گردیده است
جز اجل در پیش روی خویش دیواری ندید
هوش مصنوعی: به خاطر آزمایش و امتحان، هر کجا که دل به زندگی امید بسته، جز مرگ که همیشه در جلو است، دیواری نمیبیند.
می کشد شرمندگی آخر سعیدا هر که او
غیر گفتار عبث از خویش کرداری ندید
هوش مصنوعی: کسی که فقط به حرفهای بیفایدهاش بسنده کرده و از خود عمل معناداری نشان نداده، در نهایت باید شرمنده باشد.