برگردان به زبان ساده
دلا گنج روانی سوی این ویرانه میآید
نمیدانم چه در دل دارد آن مستانه میآید
هوش مصنوعی: ای دل، گنجی از عشق به سوی این بیابان میآید، اما نمیدانم در دل آن عاشق چه رازهایی نهفته است.
دو عالم مدعی در پیش و پس جانانه میآید
نمیدانم چرا آن آشنا بیگانه میآید
هوش مصنوعی: در زندگی، دو دنیای متفاوت وجود دارند که هر کدام ادعایی دارند. در این میان، دوست واقعی و صمیمی من در زندگیام میآید، اما نمیدانم چرا کسی که انتظارش را ندارم، به عنوان یک آشنا، به صورت غریب و بیگانه وارد میشود.
تجلی طور را از رفتن موسی نمایان شد
فزون گردد جلای شمع چون پروانه میآید
هوش مصنوعی: وقتی موسی به کوه طور رفت، نور الهی بیشتری نمایان شد. شمع با نزدیک شدن پروانه درخشانتر میشود.
مرا غفلت دوبالا میشود از وعظ بیمعنی
که خواب اکثر گران از گفتن افسانه میآید
هوش مصنوعی: غفلت مرا بیشتر میکند از سخنرانیهای بیفایدهای که خواب بسیاری را به خاطر داستانهای شنیدنی به خواب میبرد.
اگر در فکر توحیدی به دریای محبت شو
که از این بحر دایم گوهر یکدانه میآید
هوش مصنوعی: در صورتی که به یگانگی خدا فکر میکنی، خودت را در عشق غرق کن، زیرا از این دریا همواره جواهرات باارزشی به دست میآید.
رجوع اهل عالم با سعیدا نیست از دانش
که طفلان جمع میآیند چون دیوانه میآید
هوش مصنوعی: در میان اهل دنیا، افراد نیکوکار به خاطر دانش و علم خود وادار به بازگشت به سوی حقیقت نمیشوند، مانند این که بچهها جمع میشوند و در رفتارشان مانند دیوانگان مینمایند.