برگردان به زبان ساده
ای خوش آن روز که دل در خم گیسوی تو بود
در غم روی تو آشفته تر از موی تو بود
هوش مصنوعی: ای کاش روزی بیاید که دل من در زیبایی گیسوی تو بینهایت خوشحال باشد و در غم چهرهات بیشتر از هر چیزی آشفته و ناراحت شود.
دل به هر تار سر زلف تو می زد چنگی
چه کند شاهد عادل به میان روی تو بود
هوش مصنوعی: دل به هر تار موی تو عشق میورزد، چه کار میتوان کرد وقتی که زیبای عادل در مقابل چهره تو قرار دارد.
آن که آتش به جهان در زد و عالم را سوخت
گفتگوی رخ زیبای تو و خوی تو بود
هوش مصنوعی: آن کسی که با دلسوزی و زیباییاش، دنیا را دگرگون کرد و آن را تحت تأثیر قرار داد، در واقع، صحبت از زیبایی و ویژگیهای درونی تو بود.
بوی کردم گل و از کار شدم صبحدمی
ظاهراً در نفس باد صبا بوی تو بود
هوش مصنوعی: در اوایل صبح، وقتی که هوای تازه و عطر گلها را حس کردم، به نظر میرسید که نسیم صبحگاهی بوی تو را به همراه دارد و من از این موضوع شگفتزده شدم.
کی نظر جانب آهوی حرم تیز کند
هر که یک روز هواخواه سگ گوی تو بود؟
هوش مصنوعی: هر کسی که روزی برای سگ تو ارزشی قائل بود، چگونه میتواند به آهوی حرم نظر کند و به آن توجه داشته باشد؟
یاد آن روز که سودای سر زلف تو داشت
دل آشفته سعیدا گل شب بوی تو بود
هوش مصنوعی: به یاد آن روزهایی میافتم که دل پر از آرزو و شوق زلف تو بود و روح آشفتهام در آغوش عطر گلهای شب، تو را میجست.