برگردان به زبان ساده
روشندلان که آخر دم از جهان روند
گردند خود دلیل و چو شمع از میان روند
هوش مصنوعی: روشن دلان زمانی که از این دنیا میروند، دلیل روشنی خود را به جا میگذارند، درست مانند شمعی که با رفتنش نور خود را از میان میبرد.
هر چند مفلسان سبک آیند در نظر
لیکن ز سنگ تفرقه از جا گران روند
هوش مصنوعی: هرچند در نظر مردم، فقرا و بیپولها معمولاً کماهمیت به نظر میرسند، اما به سبب جدایی و تفرقهای که ایجاد میشود، هر یک از آنها بار سنگینی به دوش دارند.
وقتی شوند تشنهٔ دیدار هم که خلق
از جوی روزگار، چو آب روان روند
هوش مصنوعی: زمانی که انسانها به شدت مشتاق دیدار یکدیگر شوند، مانند آب زندهای که از جوی میگذرد، در این دنیا به سوی هم میروند.
جوشند و می کشند و برآیند از چمن
مستان چو باده تا سر خم کف زنان روند
هوش مصنوعی: مستان از چمن به وجد میآیند و با شادی و شوق، مانند بادهای که در سر کوزه میجوشد، به سمت میخانه میروند و خوشحالی خود را ابراز میکنند.
آن غنچه مشربان که به سامان نشسته اند
روزی شود چو گل که به باد خزان روند
هوش مصنوعی: آن غنچه زیبا که در حال حاضر آرام و منظم قرار گرفته است، روزی به گلی تبدیل میشود که در فصل خزانی به باد میافتد و از بین میرود.
در عالم فنا چه گدا و چه پادشاه
آخر از این دیار چنین و چنان روند
هوش مصنوعی: در این دنیا، چه فقیر و چه ثروتمند، در نهایت همه افراد به یک سرنوشت یکسان دچار میشوند و از این جهان میروند.
مردان راه عشق سعیدا ز خویشتن
از خویش هست تا اثری از میان روند
هوش مصنوعی: مردان عاشق، ای سعدی، از خودشان فارغ میشوند تا ردپایی از خود باقی نگذارند.