برگردان به زبان ساده
پای بر نرگس نهادی چشم بلبل تازه شد
شاخ سنبل را شکستی خاطر گل تازه شد
هوش مصنوعی: وقتی پای خود را بر روی نرگس گذاشتی، چشمان بلبل تازه و شاداب شد و با شکستن شاخ سنبل، دل گل هم تازه و شاداب گردید.
آن قدر در راه فقر و نیستی کردیم صبر
تا قناعت سبز گردید و توکل تازه شد
هوش مصنوعی: ما به اندازهای در برابر فقر و مشکلات صبر و استقامت نشان دادیم که در نتیجه، قناعت برایمان خوش رنگ و شاداب شد و اعتماد به خدا در دلهایمان دوباره جوانه زد.
شب سخن از پیچش آن زلف آمد در میان
خاطر مجروح ما را داغ کاکل تازه شد
هوش مصنوعی: در شب، صحبت از پیچش آن گیسو شد و این موضوع باعث شد که خاطرهی تلخ ما دوباره زنده شود.
با هلال عید اشارت کرد سوی جام می
عاشقان را زخم شمشیر تغافل تازه شد
هوش مصنوعی: با فرا رسیدن عید، اشارهای به جام می دارد و زخمهای دل عاشقان از بیتوجهی و غفلت دوباره نمایان میشود.
دی جهان آرا و شهرآرا به یاد آمد مرا
دل سعیدا از خیال شهر کابل تازه شد
هوش مصنوعی: یاد دیاران و شهرها باعث خوشحالی دل من شد و ذهنم به یاد شهر کابل روشن شد.