برگردان به زبان ساده
می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
آیا که چنین گفتم در روی زمین باشد
هوش مصنوعی: ساقی آیا ممکن است که در چنین دنیایی، می تلخ و گلهای زیبا کنار هم وجود داشته باشند؟
تا اهرمن نفست زنده است تو غمگینی
گر ملک سلیمانت در زیر نگین باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که جنبههای منفی و شیطانی نفس تو فعال است، هرچقدر هم که در موقعیتهای خوب و ثروتمندانه قرار بگیری، باز هم در درون خود احساس ناراحتی و غم خواهی داشت.
جز فکر خط و خالش باور نکنم هرگز
در کارگه عالم نقشی به از این باشد
هوش مصنوعی: جز فکر خط و خال او، هیچچیز دیگر را در زندگیام نمیپذیرم. باور ندارم که در این جهان، نقشی بهتر از او وجود داشته باشد.
ایام بهار آمد گل خیمه به صحرا زد
آرام مگر امروز در خانهٔ زین باشد
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و گلها خیمهٔ زیبایی به صحرا زدهاند. انتظار میرود که امروز در خانهٔ زین خبری خوش باشد.
بر بازوی پر زورت بر حسن دل افروزت
مغرور مشو زنهار نی آن و نه این باشد
هوش مصنوعی: بر روی بازوی نیرومندت که دلها را شاد میکند، مغرور نشو؛ زیرا نه این قدرت و نه این زیبایی پایدار نیستند.
خوشوقت فقیری که صفا داشته باشد
پوشیده ز خود ره به خدا داشته باشد
هوش مصنوعی: خوشا به حال فقیری که دلشاد و شاداب باشد و به طور پنهانی راهی به سوی خدا پیدا کند.
کس را گذر از سایهٔ کوی تو محال است
گر بر سر خود بال هما داشته باشد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از سایهی کوی تو عبور کند، حتی اگر بالهای هما را بر سر داشته باشد.
در خاطر من جز غم او هیچ دگر نیست
تا در دل خود یار چها داشته باشد
هوش مصنوعی: فقط غم او در ذهن من وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست؛ زیرا اگر در دل یار چیزی داشته باشد، حتماً میتواند احساساتش را بروز دهد.
معشوقهٔ خوبی است جهان لیک به شرطی
کاین هرزهٔ هر پیشه وفا داشته باشد
هوش مصنوعی: دنیا زیبا و دلانگیز است، اما این زیبایی تنها در صورتی ارزشمند است که عشق و محبت در آن واقعی و صادق باشد.
خون کرده و سرمست روان است مه من
تا باز دگر عزم کجا داشته باشد
هوش مصنوعی: ماجرای دل و حالتی را توصیف میکند که در آن عشق و شوق به شدت در وجود انسان جاری است. به نظر میرسد عشق مانند مایهای در جان او جوشیده و سرمستی و هیجانی را ایجاد کرده است. این احساسات پرشور به گونهای است که معلوم نیست در آینده چه مسیری را خواهد پیمود و تصمیمات او به کجا منتهی خواهد شد.
بگریزم از آن شهر که دارند خلایق
دردی که نظر سوی دوا داشته باشد
هوش مصنوعی: از آن شهری فاصله میگیرم که مردم آن گرفتار دردی هستند که فقط به درمانش فکر میکنند.
پوشیده تواند رود از هر دو جهان چشم
از جاذبه آن کس که عصا داشته باشد
هوش مصنوعی: هر کس که از قدرت و توانایی خاصی برخوردار باشد، میتواند از چالشها و مشکلات زندگی به راحتی عبور کند و بر آنها غلبه کند، حتی اگر دنیا با تمام زیباییها و سختیهایش در جلو او قرار داشته باشد.
چون من نشود صبح بدین روز گرفتار
در سینه اگر آه رسا داشته باشد
هوش مصنوعی: اگر روزی من نتوانم صبح را به خوبی ببینم، این درد و تنگی که در دل دارم، به کمک یک آه بلند میتواند به گوشهای دیگران برسد.
بی برگی من تا به کمالی است که بالله
بیزارم از آن نی که نوا داشته باشد
هوش مصنوعی: من از بیبرگی خود راضیام، تا جایی که به خدا سوگند، از آن نی که موسیقی و نوا دارد، بیزارم.
یکدل شود از هر دو جهان آن که چو خورشید
در دست تهی زلف دو تا داشته باشد
هوش مصنوعی: کسی که میتواند همچون خورشید با دستانی خالی، دو زلف را در دست داشته باشد، از هر دو جهان یکدل و یکپارچه میشود.
جز سیر جمال تو سعیدا نکند هیچ
تا در دل و در دیده ضیا داشته باشد
هوش مصنوعی: تنها زیبایی تو میتواند انسان را خوشبخت کند و هیچ چیز دیگری نمیتواند این احساس را در دل و چشمان کسی ایجاد کند.