برگردان به زبان ساده
دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
جمع می کرد دل خلق و پریشان می کرد
هوش مصنوعی: هواپیمای صبحگاهی داستان موهای فرفری او را تعریف میکرد و دل مردم را جمع و جور میکرد، در حالی که آنها را مختل و نگران میساخت.
نگهش هر دل آشفته که می برد از راه
می گرفتش خم زلف از ره و پنهان می کرد
هوش مصنوعی: او با یک نگاه آرامشبخش، دلهای پریشان را به خود جلب میکند و با خم زلفش، به طور پنهانی آنها را به سمت خود میکشاند.
سخت مشکل شده از دست خرد، کار مرا
کو می صاف که می آمد و آسان می کرد؟
هوش مصنوعی: کارم به قدری دشوار شده که حتی عقل و فکر هم نتوانسته کمکی کند. کجاست آن می خوش که همیشه بود و کارها را برایم آسان میکرد؟
سخن از معجزهٔ آن لب خندان چه کنم
سنگ را بی سخن آن لعل بدخشان می کرد
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت لبخند آن شخص چه بگویم، که مانند معجزهای است و حتی سنگ را تحت تأثیر قرار میدهد. لبهای ظریف او توانستهاند بر دلها اثر بگذارند.
هر شمیمی که نسیم از ره او می آورد
می گرفتش گل و در چاک گریبان می کرد
هوش مصنوعی: هر بویی که نسیم از طرف او میآورد، گلها آن را میگرفتند و در چاک لباس خود میکردند.
در خرابات مغان هم دگر آن باده نماند
که دو جامش به صفت جانور انسان می کرد
هوش مصنوعی: در میخانههای مغان دیگر از آن شراب خبری نیست که دو جامش انسان را به مانند جانور تبدیل کند.
خم نشین گشته فلاطون ز مسیحا پرسید
هر که دردِ ابدی داشت چه درمان می کرد
هوش مصنوعی: خم نشین (نشسته) و در حال تفکر است و از مسیحا میپرسد کسانی که درد دائمی دارند، چه راه حلی پیدا میکنند.
موج زد خاطر بحر و به نظر زود آمد
ورنه چشم گهرافشان تو طوفان می کرد
هوش مصنوعی: دل دریا به تلاطم افتاد و به نظر سریع میرسد، اما اگر نبود آن چشم گرانبها، طوفانی به پا میکرد.
قابل فیض نبودیم سعیدا در اصل
لیکن آن مبدأ فیض از کرم احسان می کرد
هوش مصنوعی: ما در اصل شایسته دریافت نعمت نبودیم، اما آن منبع بخشش به لطف و مهربانی خود به ما نیکی میکرد.