برگردان به زبان ساده
خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
خواب در راه کاروان نتوان کرد
هوش مصنوعی: شادی و خوشی در این دو روز از زندگی ارزش خوابیدن و بیتوجهی به کار و تلاش را ندارد. در واقع، نمیتوان به راحتی از مسیر زندگی و مسئولیتها غافل شد.
چه بنا مانده ای به جد و به اب
تکیه بر تل استخوان نتوان کرد
هوش مصنوعی: ساختمانی که از اجداد و نیاکان به یادگار مانده، نمیتوان بر تکیهگاه استخوانها و یادگارها ساخت.
بسکه نازک فتاده طبع لطیفش
بوسه ای ز آن دهان گمان نتوان کرد
هوش مصنوعی: بهقدری روحیه و طبع او حساس و لطیف است که نمیتوان تصور کرد که از دهانش بوسهای خارج شود.
نیست جز او کسی و دادم از اوست
ستم از او به او بیان نتوان کرد
هوش مصنوعی: هیچ کس غیر از او وجود ندارد و هر آنچه که از اوست، به او باز میگردد؛ نمیتوان این ظلم و ستمی که از او میرسد را به خوبی توصیف کرد.
سخن خلق بر زبان نتوان راند
آتشین لقمه در دهان نتوان کرد
هوش مصنوعی: نمیتوان سخن مردم را به راحتی بیان کرد، همچنین نمیتوان لقمهای داغ و آتشین را در دهان قرار داد.
خود چو کوهی و حیرتی دارم
کمر از مو ز مو میان نتوان کرد
هوش مصنوعی: من مانند کوهی بزرگ و استوار هستم، اما در درون خود دچار سردرگمی و حیرت به شدت زیاد هستم. هرچند که موهای نازک و لطیف به دور کمرم پیچیدهاند، اما از عمق این گیجی نمیتوانم رها شوم.
قشر بی مغز کس ندیده به عالم
هیچ کس را به [به بد گمان] نتوان کرد
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا نمیتواند قشر بیمغز را به بدگمانی بکشاند.
نفی خود کن گرت هوای وجود است
که ثبوتش بغیر آن نتوان کرد
هوش مصنوعی: اگر به دنبال وجود خود هستی، باید خود را نادیده بگیری، چون بدون این کار نمیتوان به حقیقتی پایدار رسید.
زاهدا رخت خویش بند ز مسجد
هیچ سودی در این دکان نتوان کرد
هوش مصنوعی: ای زاهد، لباس خود را بپوش و از مسجد دور شو، زیرا در این دکان هیچ فایدهای نمیتوان به دست آورد.
دلبری دارم و چه چاره کنم
که به تدبیر، مهربان نتوان کرد
هوش مصنوعی: من معشوقهای دارم و چه کنم که نمیتوان با تدبیر او را مهربان کرد.
در جهان طرح عیش نیست سعیدا
بر هوا رسم خانمان نتوان کرد
هوش مصنوعی: در این دنیا خوشی و لذت وجود ندارد، ای خوشبخت، نمیتوانیم بر اساس آرزوهایمان زندگی خانوادگی بسازیم.