برگردان به زبان ساده
نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
راه ناهموار هستی را به ما هموار کرد
هوش مصنوعی: حالت شاداب و سرمستی چشمان نوشیدنیساز، به ما کمک کرد تا مسیر دشوار زندگی را آسانتر طی کنیم.
غنچه شد آشفته و زاری کنان از خویش رفت
بسکه بلبل در گلستان ناله های زار کرد
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر نالهها و زاریهای بلبل در گلستان دچار آشفتگی شد و از خود بیخود گردید.
خواب غفلت برده بود از هوش ما را لیک دوش
گفتگوی مردم چشم بتان بیدار کرد
هوش مصنوعی: ما در خواب غفلت به سر میبردیم، اما شب گذشته گفتوگوهای مردم و دیدن چشمهای زیبا ما را از خواب بیدار کرد.
سر دگر بیرون نیارد همچو گنج از زیر خاک
هر که عیب مفلسی ها را به ما اظهار کرد
هوش مصنوعی: هر که عیب و نقص فقر و تنگدستی را به ما نشان دهد، مانند گنجی است که از زیر خاک بیرون آمده و دیگر نمیتواند به سر خود برگردد.
بادهٔ شب برده بود از کار ما را لیک صبح
طرفه جام پر ز آب و آتشی در کار کرد
هوش مصنوعی: شراب شب باعث شده بود که ما از کار و زندگی خود غافل شویم، اما صبح زود نوشیدنی عجیبی پر از آب و آتش ما را دوباره به کار واداشت.
همچو خفاش از رخ خورشید تابان کور بود
عشق بازی های ما را آن که او انکار کرد
هوش مصنوعی: عشق بازیهای ما را کسی که انکار کرد، مانند خفاشی بود که از تابش روشنایی خورشید نابینا شده بود.
دست بی باکان سعیدا کی رسد بر دامنش
نازنینی را که عصمت گرد او دیوار کرد
هوش مصنوعی: دستی به کسی شجاع و خوشبخت نمیرسد که اطرافش دیواری از پاکی و عفت ساخته شده باشد.