برگردان به زبان ساده
از یک نظر لطف که آن مهر لقا کرد
چون [صبحدمی] هستی من رو به فنا کرد
هوش مصنوعی: به خاطر یک نگاه محبتآمیز که محبوبم به من کرد، همچون روشنی صبح، وجودم را به نابودی کشاند.
در صومعه بودم همهٔ عمر مقید
نازم به خرابات که از قید رها کرد
هوش مصنوعی: من تمام عمرم در صومعه بودم و به اعتکاف مشغول بودم، اما حالا به خاطر زیبایی و جذابیت میخواهم به زندگی آزاد و بیقید و بند برگردم.
تفریق مزاج دل ما را نتوانست
مردی که به حکمت شکر از شیر جدا کرد
هوش مصنوعی: دل ما را نمیتوان از هم جدا کرد، حتی آن مردی که با دانش و حکمت، شکر را از شیر تفکیک میکند.
هر غنچه مرا شد به نظر صورت پیکان
تا در دل من تیر غم عشق تو جا کرد
هوش مصنوعی: هر غنچهای که به چشمانم میرسد، برایم مانند پیکانی است که به قلبم میزند و باعث میشود درد عشق تو در وجودم جا بگیرد.
تا عشق تو از هر دو جهان کرد خلاصم
هر کس که مرا دید تو را خیر دعا کرد
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو، من را از تمام مشکلات و محدودیتهای زندگی رها کرد، هر کسی مرا دید برای تو آرزوی خوشبختی و نیکی کرد.
هر رنج و جفایی که رسد از دل داناست
از حق مگذر آن که ندانست صفا کرد
هوش مصنوعی: هر درد و مصیبت که به دل میرسد، از درون او مطلع است. از حقی که نمیداند، دوری کن؛ زیرا آنکه بیخبر است، پاکی و سادگی را تجربه میکند.
جز پیر مغان کس هنر خویش نپوشید
هرگز به کسی گفت فلان عیب چرا کرد
هوش مصنوعی: تنها پیر مغان بود که هنر و دانش خود را پنهان نکرد و هیچگاه به کسی نگفت که چرا از عیبی برخوردار است.
نی دوش که گلبانگ مرا راست نمی گفت
آوازهٔ عشاق تو بی برگ و نوا کرد
هوش مصنوعی: دیروز متوجه شدم که نی به صدای من گوش نمیدهد و حقیقت را بیان نمیکند. آواز عشق تو بیصدا و بدون لحن، در حال پخش شدن است.
در خدمت میخانه به سر برد سعیدا
کس را خبری نیست که او کار خدا کرد
هوش مصنوعی: سعید در میخانه به خوشی و سرگرمی مشغول است و هیچکس نمیداند که او در واقع کار بزرگی از سوی خداوند انجام داده است.