برگردان به زبان ساده
آشکار ز نظر یار نهان می گذرد
حیف از این عمر که چون آب روان می گذرد
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی معشوق به قدری واضح و روشن است که از نظر همه پنهان نمیماند. افسوس که عمر انسان به سرعت و سادگی مانند آب روان میگذرد و فرصتی برای بهرهبرداری از آن نمیماند.
کس چسان وصف کند قامت دلجوی تو را
سرو قد تو که از مد بیان می گذرد
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند زیبایی و قامت دلنشین تو را به خوبی توصیف کند، چون زیبایی تو فراتر از کلمات است.
رفعت قد تو را هر که تماشا کرده است
همچو منصور ز دار دو جهان می گذرد
هوش مصنوعی: هر کسی که قامت تو را دیده، مثل منصور که از دار به بالاست، از این دنیا و آن دنیا عبور میکند.
نه ز غم باش ملول و نه ز شادی دلخوش
که چنین است جهان گاه چنان می گذرد
هوش مصنوعی: نه از غم ناراحت باش و نه از شادی شادمان، زیرا دنیا همینطور است و گاهی اینگونه میگذرد.
دم مزن ای می گلگون ز لطافت زنهار
که در این جا سخن از لعل بتان می گذرد
هوش مصنوعی: جلوه نکن، ای شراب سرخ و لطیف! چون در اینجا صحبت از زیباییهای معشوقان است و باید با احتیاط سخن بگویی.
پیشتر زان که از این خانه برون سازندش
ای خوش آن کاو ز جهان گذران می گذرد
هوش مصنوعی: پیش از آنکه از این خانه بیرونش کنند، خوشا به حال آن کس که از این دنیای زودگذر عبور میکند.
چشم حیرت زده را محو تماشا می دار
که چو بر هم زده ای دیده، جهان می گذرد
هوش مصنوعی: چشمهای حیرتزدهات را به تماشا و تماشای زیباییها مشغول کن، چرا که وقتی پلک بزنی و چشمهایت را ببندی، دنیا به سرعت میگذرد و فرصتها از دست میروند.
در نهاد فلک سفله ندانیم که چیست
باز بر ما غم ایام گران می گذرد
هوش مصنوعی: در دل آسمان نمیدانیم چه نهفته است، فقط میدانیم که روزهای سخت و پرغم همچنان بر ما میگذرد.
پیچ و تابی است سعیدا کمر دل را باز
دست فکر که بر آن موی میان می گذرد؟
هوش مصنوعی: ای سعادتمند، دل را در پیچ و تابهایش رها کن و به خاطر بسپار که هر فکر و خیال بر آن موی خوش میگذرد.