برگردان به زبان ساده
عالم ز خرابی سر تدبیر ندارد
این حرف پریشان شده تعبیر ندارد
هوش مصنوعی: دنیا در حال نابودی و خرابی است و کسانی که میخواهند آن را مدیریت کنند، توانایی لازم را ندارند. این سخنان اضطرابآفرین و بیمعناست و به درستی قابل فهم نیستند.
از بسکه اساسش ز ته کار خراب است
ویرانهٔ ما طاقت تعمیر ندارد
هوش مصنوعی: چون پایههای این ویرانه ضعیف و خراب است، دیگر نمیتوان آن را تعمیر کرد و ادامه داد.
ابروی تو خوش سخت کمانی است که چون او
در معرکهٔ حادثه تقدیر ندارد
هوش مصنوعی: ابروی تو مانند کمانی زیبا و منحنی است که در میان حوادث و اتفاقات زندگی، تاثیری بر سرنوشت و تقدیر ندارد.
شب روز چسان کرد به این سرد دمی صبح
این تازه جوان گر نفس پیر ندارد
هوش مصنوعی: چگونه شب و روز را با این سرمای طاقتفرسا سپری کرد؟ حالا که صبح رسیده و این جوان تازه نفس، حتی اگر نفس کهنی داشته باشد، باز هم سرزنده و شاداب است.
آهی به کف آرید که کاری نتواند
مردی که در این معرکه شمشیر ندارد
هوش مصنوعی: اگر در این نبرد شمشیر نداشته باشی، مردی نمیتواند کاری از پیش ببرد، بنابراین باید آهی به دل بگیری و به چیزهایی که نمیتوانی تغییرشان دهی، رضا بدهی.
ای آینه خوش باش که چو عکس جمالش
مانی به طربخانهٔ تصویر ندارد
هوش مصنوعی: ای آینه، خوشحال باش که وقتی در تو تصویر زیبایی او را میبینیم، در خانهی شادی و سرور هیچ نشانی از او نیست.
رندی که کشد باده و مستی کند افشا
از پیر مغان رخصت تکبیر ندارد
هوش مصنوعی: شخصی که با نوشیدن شراب خود را مست میکند، نباید اجازه بگوید که او فرزند زحمات و تجربیات پیشینیان است. در واقع، او باید مراقب باشد که در زندگیاش تکبر نداشته باشد.
در شرع جنون هر چه دلت خواست میندیش
کاین قاضی ما حکم به تکفیر ندارد
هوش مصنوعی: در دیوانگی شرع، هر چه دلت میخواهد فکر کن و نگران نباش، زیرا این قاضی نمیتواند تو را به کفر متهم کند.
مست است ز بس محتسب از دیدن چشمت
مستان تو را طاقت تعذیر ندارد
هوش مصنوعی: محتسب به خاطر دیدن چشمان تو چنان مست است که نمیتواند تو را تنبیه کند.
احوال جهان را ز سعیدا تو چه پرسی
این خواب گران حاجت تعبیر ندارد
هوش مصنوعی: تو چرا احوال دنیا را از سعیدا میپرسی؟ این خواب سنگین به تعبیر نیازی ندارد.