برگردان به زبان ساده
ز درد می دل زهاد با صفا نشود
که چشم آبله روشن به توتیا نشود
هوش مصنوعی: از درد دل زهاد (زاهدان) دلسوز، نمیتوانی به صفا و پاکی برسید، چون چشمان بیمار هرگز به روشنی و زیبایی نمیرسند.
پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلان
چو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود
هوش مصنوعی: بعد از جدایی، دلهای شکسته نمیتوانند چیزی بنویسند؛ مانند نی که وقتی از شکر جدا میشود دیگر به حالت قبلی برنمیگردد.
جدا فتاده ام از کاروان در آن وادی
که ناله جرس از کاروان جدا نشود
هوش مصنوعی: من از کاروان دور ماندهام در جایی که صدای زنگ کاروان هیچگاه قطع نمیشود و همیشه در گوش میپیچد.
گرفته ای پی طول امل به عنوانی
که هیچ کور چنان پیرو عصا نشود
هوش مصنوعی: تو در پی آرزوهای دور و دراز هستی، به گمان اینکه هیچکس نمیتواند به اندازهی یک نابینای عصا به تو کمک کند.
تا ز خود گم نشود دل به هدایت نرسد
درد درمان نشود تا به نهایت نرسد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل از خود پر باشد و به حقیقت و راه راست نرسد، درد و رنج انسان درمان نخواهد شد و تا به سرانجام نرسد، به解 و آرامش نخواهد رسید.
راه طی گشت و همان دوری منزل برجاست
که شنیده است که منزل به نهایت نرسد؟
هوش مصنوعی: اگر به راه رفتن ادامه دهیم، هنوز همان فاصله از منزل وجود دارد که گفته شده هیچگاه به پایان نمیرسد.
ستم این است که می فهمد و می پوشد چشم
کاش آن شوخ به مضمون شکایت نرسد
هوش مصنوعی: ظلم این است که او میفهمد و خود را نادیده میگیرد؛ ای کاش آن معشوقهی زیبا به محتوای شکایت نرسد.