برگردان به زبان ساده
سرمست درآمد از درم دوست
لب خندهزنان چو غنچه در پوست
دوست لبخندزنان و سرمست به نزدم آمد، آنچنانکه غنچهای از درون پوست خود بیرون آید و شکفته و خندان گردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چون دیدمش آن رخ نگارین
در خود به غلط شدم که این اوست
هنگامی که یار را با آن چهرهٔ زیبا و پرنقش و نگار دیدم، به مشاهدهٔ خود تردید کردم که آیا این یار محبوب من است که به سراغم آمده است؟ [نگارین = زیبا و آراسته / به غلط شدن = به غلط افتادن ، اشتباه کردن] - منبع: شرح غزلهای سعدی
رضوان در خلد باز کردند
کز عطر مشام روح خوشبوست
با خود گفتم آیا این یار است که میآید یا درِ باغ بهشت را گشودهاند که اینگونه دماغ جان از بوی خوش معطّر گشته است. [رضوان = نام دربان و نگهبان بهشت / مشام = شامّه و بینی] / خُلد = از نامها و صفات بهشت است و در لغت به معنی جاودان و همیشگی است و در قرآن بارها از آن یاد شده است. خلد نام بهشت اوّل از هشت بهشت است که عبارتند از : 1- خُلد 2- دارالسلام 3- دارالقرار 4- جنّت عدن 5- جنّةالمأوی 6- جنّةالنعیم 7- علّیین 8- فردوس. - منبع: شرح غزلهای سعدی
پیش قدمش به سر دویدم
در پای فتادمش که ای دوست
با سر به پیش گامهایش دویدم و در پایش افتادم و گفتم: ای دوست، [به سر دویدن = کنایه از به شتاب دویدن است / تضاد : قدم، سر] - منبع: شرح غزلهای سعدی
یک باره به ترک ما بگفتی
زنهار نگویی این نه نیکوست
ناگهان ترک ما کردی، بر حذر باش! آیا از خود نپرسیدی که این کار خوب نیست؟ [زنهار = شبهجمله است به معنی امان و پناه / جناس اشتقاق و تضاد: بگفتی، نگویی] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بر من که دلم چو شمع یکتاست
پیراهن غم چو شمع دَهتوست
دلم مثل شمع یکلاست و غمم همانند پیراهن شمع دهلایه است. (نگفتی که ترک کردن من نیکو نیست؟) [دهتو = دهلا / پیراهن شمع = کنایه از موم] - منبع: شرح غزلهای سعدی
چشمش به کرشمه گفت با من
در نرگس مست من چه آهوست؟
چشمان یار با ناز و کرشمه از من پرسید: در من که مثل نرگس زیبا و سرمستم، چه عیبی دیده میشود؟ [کرشمه = ناز و غمزه، اشاره به چشم و ابرو / نرگس = نام گلی است خوشبو و معطّر که به آن شهلا نیز گویند و در ادب فارسی چشم زیبا و مخمور بدان تشبیه شده است. (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی) / آهو = عیب] - منبع: شرح غزلهای سعدی
گفتم همه نیکوییست لیکن
این است که بیوفا و بدخوست
پاسخ دادم: به جز نیکویی در آن نمیتوان دید، ولی باید گفت که این چشمان زیبا بیوفا و تندخو است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
بشنو نفسی دعای سعدی
گر چه همه عالمت دعاگوست
با وجود آنکه تمام مردم گیتی تو را دعا میکنند، امّا لحظهای هم به دعای سعدی گوش فراده! [نفسی = دمی، لحظهای] - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی