برگردان به زبان ساده
دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
مگر دل از سنگ است که در عین عاشقی صبور هم باشد؟ عشق و صبوری از هم فاصلهای دور دارند که پیمودن آن آسان نیست. { صابر: شکیبا / مگر: قید تاکید است، همانا، یقینا / تضاد معنوی: عاشق، صابر (عشق و صبوری) / جناس اشتقاق: صابر، صبوری / معنی: دلی که عاشق و در عین حال شکیبا باشد، بیتردید دل نیست، بلکه سنگ است. چرا که میان عشق تا شکیبایی فاصلهٔ طولانی است. - منبع: شرح غزلهای سعدی }
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است
ای برادران طریقت! مرا نصیحت نکنید. توبه در راه عاشقی مانند شیشهای که روی سنگ باشد بسیار شکننده است. {طریقت در لغت به معنی راه و روش و در اصطلاح تصوّف به مجموعهٔ اعمالی گفته میشود که برای تصفیه و تزکیهٔ روح سالکان انجام میگیرد تا سبب شناخت حق گردد، مانند ترک دنیا، دوام ذکر، توّجه به مبدا، انزوا، دوام طهارت و غیره. صوفیان معتقدند که هر کس باید علاوه بر اطاعت از شریعت، طریقتی نیز اختیار کند./ آبگینه: شیشه / تشبیه مرکّب تمثیلی: نصیحت کردن عاشق برای توبه کردن، آبگینهای است که بر سنگ انداخته شود. / تضاد: آبگینه، سنگ / معنی: ای هم مسلکان، مرا نصیحت نکنید. زیرا توبه کردن در راه عشق مثل رها کردن شیشه بر روی سنگ است. - منبع: شرح غزلهای سعدی }
دگر به خُفیه نمیبایدم شراب و سَماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
دیگر نباید بهطور پنهانی شراب بخورم و برقصم، زیرا خوشنامی در دین عاشقان عیب و ننگ به حساب میآید. { خفیه: پنهانی، مخفیانه / سماع: "نغمه و آواز، در اصطلاح صوفیه، عبارت است از آوازخوش و آهنگ دلانگیز روحنواز و به طور مطلق قول و غزل و آنچه ما امروز از آن به موسیقی تعبیر میکنیم که به قصد صفای دل و حضور قلب و توجه به حق شنیده شود. تاثیر موسیقی در ذهن و درون انسان موضوعی نیست که محتاج شرح و بیان باشد به خصوص اگر در نظر بگیریم که صوفی عاشق و اهل دل و سر و کارش با تخیلات زیبا و احساسات است و همواره میخواهد خود را نابود انگاشته، در حق فانی گردد. برای ایجاد چنین حالتی و وصل به چنین عالمی بهتر از موسیقی وسیلتی نمیتوان یافت. سماع به محبت و عاطفه قوّت میبخشد، دل را نرم و احساسات را لطیف میکند. به تخیلات شهپری میدهد که تا عالم لامکان و حضرت لایموت اوج میگیرد و ذهن اندک اندک کلمات و عبارات و اصوات و نغمات را فراموش میکند و از عالم اجسام به ارواح میگراید و در عالم به سیر میپردازد."(فرهنگ اشعار حافظ) / معنی: دیگر ضرورتی ندارد که پنهان شراب بنوشم و مخفیانه به آواز و سرود گوش دهم، زیرا در آیین عشّاق به شراب و سماع نپرداختن و نیکنام ماندن عار است. - منبع: شرح غزلهای سعدی }
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
من چگونه نصیحت بشنوم یا مصلحت را ببینم؟ چرا که چشمم به ساقی و گوشم به چنگ (ساز) است. {تربیت: پند و اندرز / مصلحت: خیر و صلاح / چنگ: ساز زهی که سری خمیده داشت و با انگشتان نواخته میشده. / تناسب: چشم و گوش، ساقی و چنگ / لفّ و نشر معکوس: شنوم با گوش و چنگ، بینم با چشم و ساقی. / معنی: من که چشمم بر ساقی و گوشم بر نوای موسیقی است، نصایح تربیتکننده را نمیشنوم و مصلحتاندیشی نمیکنم. - منبع: شرح غزلهای سعدی}
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
ما به یاد کسی که دوستش داریم، دامن نسیم لطیف صبح را گرفتهایم، اما افسوس که کار ما بیهوده است و چیزی نصیبمان نمیشود. { یادگار: اثر و نشان و آنچه از اشخاص بر جای میماند و یاد آنان را در خاطرها و اذهان نگاه میدارد. / نسیم: بوی خوش / صبا: نسیم خوشی که به هنگام صبح در فصل بهار میوزد و سبب شکفتن گلها می گردد و پیامآور عاشقان است./ چنگ: دست، پنجه و کف دست. / استعارهٔ مکنیّه: دامن نسیم صبا / ایهام: باد در چنگ است ۱_ معنای حقیقی که به جای دامن، باد در دست داشتن ۲_ معنای کنایهای آن، یعنی کار بیهوده کردن. / معنی: دامن نسیم صبا را که پیامآور معشوق است، برای حفظ خاطرهٔ او در دست گرفتهایم، اما افسوس که باد به دست داریم و کارمان بیحاصل است! - منبع: شرح غزلهای سعدی }
به خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغام؟
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
چه کسی این پیام را به یار ما که از ما خشمگین است میرساند؟ که اگر تو سر جنگ داری ما تسلیم هستیم. { کنایه: سپر انداختن (تسلیم شدن و مطیع گشتن) / معنی: کیست که به یار به خشمرفتهٔ ما این پیغام را بَرد؟ ای معشوق! باز گرد و چنانچه سر جنگیدن داری، ما مطیع و تسلیم هستیم. - منبع: شرح غزلهای سعدی }
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
هر طور که میتوانی ما را بکش، زیرا بدون دیدن تو، برای ما، فضای جهانی به این بزرگی که در آن زندگی میکنیم بسیار محدود و تنگ است. { مشاهده: دیدار/ فراخنا: پهنه و عرصه / معنی: هر طور که برایت مقدور است، ما را از میان بردار؛ زیرا اگر قرار باشد تو را نبینیم، پهنهٔ گیتی با تمام گستردگی برای وجود ما جای تنگی بیش نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی }
ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است
ملامت و سرزنش دیگران باعث نمیشود که عشق از دل سعدی پاک شود، همانطور که رنگ سیاه یک حبشی نمیتواند از او جدا شود، چون این رنگ بخشی از وجود اوست. { ملامت: سرزنش / حبشی: صفت نسبی، منسوب به حبشه و حبشه کشوری است در شرق آفریقا که مردمش سیاهپوستاند. / تشبیه مرکّب تمثیلی: مصراع اوّل مشبّهبه / ارسال المثل: مصراع دوم متضمن مثلی معروف است. / معنی: سرزنش، رنگ مهر و دوستی را از دل سعدی نمیزداید؛ همان طور که رنگ سیاه حبشی به دلیل اصلی و ذاتی بودن زدوده نمیشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی