برگردان به زبان ساده
این بوی روحپرور از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است
این عطر خوش، از عرق و گلاب یار من است؛ این آب زندگیبخش از آب آن چشمه بهشتی است.
ای باد بوستان مگرت نافه در میان؟
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پَر است؟
ای نسیم بوستانی، مگر نافهای به کمر بستهای که چنین خوشبویی؟ و ای مرغ آشنا، آیا نامهای از معشوق به پرت بسته شده است؟! [نافه: -> مشک در بیت دوم غزل ۲۲ / میان: کمر / مرغ آشنا: مرغ دستآموز / تناسب: مرغ، نامه، پر "نامه را به پر مرغ میبستهاند" / آرایهٔ موازنه: تقابل واژگان هموزن در دو مصراع / جناس لاحق: نافه، نامه] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست؟
یا کاروان صبح؟ که گیتی مُنَوّر است
آیا این دوست است که در گذرگاه خود بوی خوش بهشت را میپراکند؟! و آیا این روشنایی دوست است یا قافلهٔ سپیدهدمان که جهان را بدینسان روشن کرده است؟! [تجاهلالعارف: ناداننمایی میان بوی بهشت و نسیم دوست / تشبیه: صبح به کاروان "اضافهٔ تشبیهی"] - منبع: شرح غزلهای سعدی
این قاصد از کدام زمین است مشکبوی؟
وین نامه در چه داشت؟ که عنوان معطرست
این پیک از کدام سرزمین خوشبوی آمده است؟! و این نامه که عنوانش چنین معطّر است، در خود چه خبر خوشبویی دارد؟! یا در چه چیز خوشبویی پیچیده شده است؟! [ قاصد: پیک / مشکبوی: معطر و خوشبوی /تناسب: قاصد، نامه، عنوان / ایهام: از کدام زمین است مشکبوی ۱_از کدام زمین مشکبوی است؟ ۲_در اثر بودن در کدام سرزمین مشکبوی شده است؟ / این نامه در چه داشت؟ ۱_ در این نامه چه داشت؟ ۲_ این نامه را در چه چیزی پیچیده بود؟ ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بر راه باد عود در آتش نهادهاند؟
یا خود در آن زمین که تویی، خاکْ عنبر است؟
آیا در مسیر حرکت باد عود بر آتش نهادهاند؟ یا در آن سرزمین که تو هستی، به تأثیرپذیری از تو خاک هم عنبر میشود؟ [عود: -> بیت سوم غزل ۵۹ /عنبر: -> بیت هفتم غزل ۵۷ / تناسب: باد، آتش، خاک /تشبیه: خاک به عنبر / تجاهلالعارف: عود به آتش نهادن یا عنبرین بودن خاک.] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مِسمار بر در است
باز آی و در رندان مشتاق را بکوب، زیرا که دو چشم دوستان مثل میخ که بر روی در کوبیده شده، بر در مانده و انتظار ورود تو را میکشند. [رندان: جمع رند -> بیت دوم غزل ۱۱ / رندان شوق: رندان عاشق و مشتاق / مسمار: میخ / کنایه: حلقه بر در کسی زدن "کمک و یاری از کسی خواستن". دیده بر در بودن "منتظر و چشم به راه بودن".] - منبع: شرح غزلهای سعدی
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزهدار بر اللهُ اکبر است
باز گرد که در دوری از تو، چشم امیدوار ما مثل گوش روزهدار بر اللهاکبر است. دیدن تو برای چشم امیدوار ما مثل شنیدن صدای اذان است برای روزهداران که آنان را از ریاضت گرسنگی میرهاند و ما را از مرارت فِراق. [تناسب: چشم، گوش] - منبع: شرح غزلهای سعدی
دانی که چون همی گذرانیم روزگار؟
روزی که بی تو میگذرد روز محشر است
هوش مصنوعی: میدانی که روزهایی که بدون تو میگذرد، انگار روز قیامت است.
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتیم برای درمان عشق از صبر استفاده کنیم، اما هر روز عشق در دل ما بیشتر میشود و صبرمان کمتر میشود.
صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابر است
چهرهٔ تو از برابر چشمان ما غایب، ولی خلق و خوی خوشت در نظر ما مجسّم است، همچنانکه دیدار و ظاهر امری در حجاب و معانی باطن آن آشکار باشد. [ دیدار: چهره / معانی: جمع معنا، حقایق ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق؟
کوته کنم که قصهٔ ما کارِ دفتر است
در فضای محدود نامهٔ عشق چه مقدار میتوان داستان عشق را گنجاند؟ پس سخن کوتاه میکنم، زیرا بیانِ عشق ما کارِ نامه نه، بلکه کار دفتری است با مجالی فراخ. [تناسب: نامه، حدیث، دفتر] - منبع: شرح غزلهای سعدی
همچون درختِ بادیه، سعدی به برق شوق
سوزان و میوهٔ سخنش همچنان تَر است
سعدی مثل درختی در بیابان که آذرخش آن را میسوزاند، اما باز هم میوهای بر آن دیده میشود، از شوق میسوزد، ولی میوهٔ درخت سخنش همچنان تر و تازه است. [ بادیه: صحرا و بیابان / کنایه: تر بودن سخن "دلنشین و نغز بودن شعر" / تشبیه: سعدی به درخت بادیه، شوق به برق "اضافهٔ تشبیهی" / استعارهٔ مکنیّه: میوهٔ سخن "میوه درخت سخن" ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
آری خوش است وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جانِ مِجْمَر است
آری، لحظههای اهل بزم از بوی خوش عود از لذت سرشار است، اما آنان از آتشی که در درون مجمر وجود دارد و عود را میسوزاند، آگاهی ندارند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی