برگردان به زبان ساده
تو کدامی و چه نامی که چنین خوب خرامی
خون عشاق حلال است زهی شوخ حرامی
هوش مصنوعی: تو کیستی و چه نامی که اینقدر به زیبایی حرکت میکنی؟ خون عاشقان حلال است، پس تو چه بازیگوش و سرکش هستی!
بیم آن است دمادم که چو پروانه بسوزم
از تغابن که تو چون شمع چرا شاهد عامی
هوش مصنوعی: نگرانم که همیشه مانند پروانه بسوزم، زیرا تو چون شمعی میدرخشی و من تنها ناظر این نور هستم.
فتنه انگیزی و خون ریزی و خلقی نگرانت
که چه شیرینحرکاتی و چه مطبوعکلامی
هوش مصنوعی: شما باعث ایجاد فتنه و خونریزی میشوید، اما خلق شما نگران است که حرکات شما چقدر شیرین و گفتارتان چقدر دلنشین است.
مگر از هیئت شیرین تو میرفت حدیثی
نیشکر گفت کمر بستهام اینک به غلامی
هوش مصنوعی: گویی از زیبایی و دلنشینی تو داستانهایی مثل حرفهای نیشکر به گوش میرسد. اکنون من با جان و دل آمادهام تا خدمتگزار تو باشم.
کافر ار قامت همچون بت سنگین تو بیند
بار دیگر نکند سجده بتهای رخامی
هوش مصنوعی: اگر کسی قامت سنگین و زیبای تو را ببیند، دیگر حاضر نخواهد بود که به بتهای بیجان و معمولی سجده کند.
بنشین یک نفس ای فتنه که برخاست قیامت
فتنه نادر بنشیند چو تو در حال قیامی
هوش مصنوعی: بنشین و آرام بگیر ای آشوب، چون قیامت و هیاهو برپا شده است. نادر هم که تو را میبیند، به حالتی مینشیند که در آن قیام و شورش وجود دارد.
بلعجب باشد از این خلق که رویت چو مه نو
مینمایند به انگشت و تو خود بدر تمامی
هوش مصنوعی: عجب است از این مردم که چهرهات را مانند ماه نو نشان میدهند و در عین حال تو خودت در تمامیت زیبایی.
کس نیارد که کند جور در اقبال اتابک
تو چنین سرکش و بیچارهکش از خیل کدامی
تصحیح AI: هیچکس نمیتواند ظلمی بکند در دولت اتابک، در حالی که تو اینقدر نافرمان و ضعیفکشی. تو از کدام گروه و طایفهای؟ (AI: هیچکس نمیتواند ظلمی به تو بکند، ای اتابک، در حالی که تو اینقدر بیتاب و درماندهای. این حال تو ناشی از کدام گروه است؟)
آفت مجلس و میدان و هلاک زن و مردی
فتنه خانه و بازار و بلای در و بامی
هوش مصنوعی: فتنهای که در جامعه و زندگی افراد ایجاد میشود، موجب آشفته شدن مجلسها و میدانها میگردد و باعث ویرانی و مصیبت برای زن و مرد میشود. این بلایا بر خانه و بازار اثر میگذارند و مشکلات زیادی ایجاد میکنند.
در سر کار تو کردم دل و دین با همه دانش
مرغ زیرک به حقیقت منم امروز و تو دامی
هوش مصنوعی: من در عشق و دل با تو تمام وجودم را سپردم و در برابر تو از همه علم و دانشی که دارم، بیخبرم. امروز من به حقیقت خود رسیدهام و تو و دامی که برای من درست کردهای.
طاقتم نیست ز هر بیخبری سنگ ملامت
که تو در سینه سعدی چو چراغ از پس جامی
هوش مصنوعی: تحمل من از بیخبری و دشنامهایی که به من میزنند، بیشتر از این نیست که تو در دل سعدی مثل نوری که از پشت جام میتابد، روشن هستی.