برگردان به زبان ساده
تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی؟
تا کی ای نالهٔ زار از جگرم برخیزی؟
هوش مصنوعی: چقدر باید این شعلههای عشق مرا آزار دهند؟ تا کی این نالهها و گریهها از دل و جانم بلند خواهند شد؟
تا کی ای چشمهٔ سیماب که در چشم منی
از غَمِ دوست به روی چو زَرَم برخیزی؟
هوش مصنوعی: ای چشمهٔ نقرهگون که در چشمان من حضور داری، تا چه زمانی از غم عشق دوست بر خواهی خاست و بر چهرهام تاثیر خواهی گذاشت؟
یک زمان دیدهٔ من ره به سوی خواب بَرَد
ای خیال ار شبی از رهگذرم برخیزی
هوش مصنوعی: در یک لحظه، چشم من به سمت خواب رفت. ای خیال، اگر شبی در مسیر من بیدار شوی.
ای دل از بهر چه خونابه شدی در بَرِ من؟
زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی
هوش مصنوعی: ای دل، چرا برای من اینقدر غمگین و زخمخوردهای؟ به زودی تو هم از چشمانم دور میشوی.
به چه دانش زنی ای مرغ سحر نوبت روز
که نه هر صبح به آه سحرم برخیزی
هوش مصنوعی: ای مرغ سحر، به چه دانشی میخوانی و روز را آغاز میکنی، در حالی که نمیتوانی هر صبح به صدای آهی از خواب برخیزی؟
ای غم از همنفسی تو ملالم بگرفت
هیچت افتد که خدا را ز سرم برخیزی
هوش مصنوعی: ای غم، از اینکه تو همنشین من هستی، اندوهی بر من چیره شده است. آیا تو نمیدانی که اگر خداوند از خاطر من برآید، چه خواهد شد؟