برگردان به زبان ساده
گر درونسوختهای با تو برآرد نفسی
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟
هوش مصنوعی: اگر دلسوختهای باشی و کسی با تو سخن بگوید، چه فرق میکند که در یک مکان شیرین مثل شکرستان باشی یا نه؟
ای که انصافِ دلِ سوختگان میندهی
خود چنین روی نبایست نمودن به کسی
تصحیح AI: ای کسی که به دلسوختگان رحم «نمیکنی»، نباید اینگونه به کسی «چهره نشان میدادی».
روزی اندر قدمت افتم و گر سَر برود
به ز من، در سَر این واقعه رفتند بسی
هوش مصنوعی: روزی به قدومت میرسم و اگر کسی جانش را فدای این عشق کند، آن را از من بیشتر میداند و در این ماجرا افراد زیادی جانشان را از دست دادند.
دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست
حیف باشد که دهی دامنِ گوهر به خسی
هوش مصنوعی: فردی نمیتواند دامن دوستش را به دنیا ببخشد، زیرا بخشیدن آن نادرست و ناپسند است که چیزی با ارزش را به انسانی بیارزش بدهی.
تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود
که گرفتار نبودم به کمندِ هوسی
هوش مصنوعی: تا حالا در حرفهای من این احساس سوز و درد وجود نداشت، چون به دام هوس و欲 آنها نیفتاده بودم.
چون سراییدن بلبل که خوش آید بر شاخ
لیکن آن سوز ندارد که بود در قفسی
هوش مصنوعی: بلبل وقتی درختان را زیبا میسراید، صدایش دلنشین است، اما این آواز هیچ وقت به زیبایی همان صدای آتشینی نیست که در قفس خود دارد.
سعدیا گر ز دل آتش به قلم در نزدی
پس چرا دود به سر میرودش هر نفسی؟
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر از دلات آتش به قلم نریزی، پس چرا هر لحظه دودی بر سر تو میآید؟