برگردان به زبان ساده
گفتم آهندلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
هوش مصنوعی: گفتم مدتی دل را مشغول عشق هیچکس نکنم و خود را از وابستگیها آزاد کنم.
وآن که را دیده در دهان تو رفت
هرگزش گوش نشنود پندی
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو نزدیک شود و در دهان تو را ببیند، هرگز نمیتواند از کسی نصیحتی بگیرد.
خاصه ما را که در ازل بوده است
با تو آمیزشی و پیوندی
هوش مصنوعی: به ویژه ما که از زمانهای دور با تو ارتباط و پیوندی داشتهایم.
به دلت، کز دلت به در نکنم
سختتر زین مخواه سوگندی
هوش مصنوعی: به قلبت، که از آن به هیچ وجه دور نمیشوم، بیشتر از این از من انتظار نداشته باش. قسم میخورم که اینگونه نخواهد بود.
یک دم آخر حجاب یک سو نه
تا برآساید آرزومندی
هوش مصنوعی: لحظهای قبل از آنکه حجاب از کنار برود و آرزوهای من به واقعیت بپیوندند، صبر میکنم.
همچنان پیر نیست مادر دهر
که بیاورد چون تو فرزندی
معلوم است که مادر زمان چندان هم پیر نشده چون توانسته فرزندی چون تو بیاورد.
ریش فرهاد بهترک میبود
گر نه شیرین نمک پراکندی
ریش در اینجا به معنی زخم و رنج و ناراحتی است. ومنظور شاعر اینکه رنج فرهاد بهتر می شد اگر شیرین به دیدار او نمی رفت و با این کار نمک بر زخم عشق او نمی پاشید.
کاشکی خاک بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افکندی
هوش مصنوعی: ای کاش که من خاکی بودم در راه تو، تا شاید سایهات بر من بیافتد.
چه کند بندهای که از دل و جان
نکند خدمت خداوندی
هوش مصنوعی: انسانی که از صمیم قلب و با تمام وجودش خدمت خدا را انجام ندهد، چه کاری میتواند انجام دهد؟
سعدیا دور نیکنامی رفت
نوبت عاشقی است یک چندی
هوش مصنوعی: ای سعدی، دورهای که نام نیک در میان بود گذشته و حالا نوبت عاشقی و عشق ورزی است که باید مدتی بر آن تمرکز کرد.