برگردان به زبان ساده
چه باز در دلت آمد که مهر برکندی
چه شد که یار قدیم از نظر بیفکندی
چه چیزی دوباره در دلت خطور کرد که دست از مهر و محبت کشیدی؟ چه اتفاقی افتاد که دوست قدیمی ات را از نظر انداختی
ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
هنوز وقت نیامد که بازپیوندی
دوران جدایی ما خیلی طول کشیده و بیش از اندازه شده است.آیا هنوز وقت ان نرسیده که دوباره به هم بپیوندیم
بود که پیش تو میرم اگر مجال بود
وگرنه بر سر کویت به آرزومندی
هوش مصنوعی: اگر فرصتی برای ملاقات تو داشتم، به پیش تو میرفتم و اگر نه، با آرزوی دیدن تو در کنار کویت میمانم.
دری به روی من ای یار مهربان بگشای
که هیچ کس نگشاید اگر تو در بندی
هوش مصنوعی: ای دوست مهربان، در را به روی من باز کن، چرا که هیچکس دیگری این کار را نخواهد کرد اگر تو درگیر و گرفتار باشی.
مرا وگر همه آفاق خوبرویانند
به هیچ روی نمیباشد از تو خرسندی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در تمام جهان زیبا رویان وجود دارند، هیچیک از آنها نمیتوانند مرا راضی کنند مثل تو.
هزار بار بگفتم که چشم نگشایم
به روی خوب ولیکن تو چشم میبندی
هوش مصنوعی: هزار بار گفتهام که به چهره زیبای تو نگاه نکنم، اما تو همیشه چشمانت را میبندی و مرا نمیبینی.
مگر در آینه بینی وگرنه در آفاق
به هیچ خلق نپندارمت که مانندی
هوش مصنوعی: تنها در آینه خودت را ببین و اگر نه، در دنیا به هیچکس نگو که شبیه تو هست.
حدیث سعدی اگر کائنات بپسندند
به هیچ کار نیاید گرش تو نپسندی
هوش مصنوعی: سخن سعدی اگر مورد تایید جهان باشد، اما تو آن را نپسندی، هیچ ارزشی نخواهد داشت.
مرا چه بندگی از دست و پای برخیزد
مگر امید به بخشایش خداوندی
هوش مصنوعی: اگر امید به بخشش خداوند نباشد، هیچ فایدهای از بندگی و تلاشهای من در زندگی حاصل نخواهد شد.