برگردان به زبان ساده
نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی
که ما را بیش از این طاقت نماندهست آرزومندی
هوش مصنوعی: عزیزم، زمان آن رسیده که دل ما با عشق و محبت یکی شود، زیرا ما دیگر تاب و توان بیشتری نداریم و تنها آرزوی ما وصال و نزدیکی است.
غریب از خوی مطبوعت که روی از بندگان پوشی
بدیع از طبع موزونت که در بر دوستان بندی
هوش مصنوعی: ای غریبه، از خصلت دلنشینت دوری میکنی و چهرهات را از دید مردم پنهان میسازی. همچنین، از طبیعت موزون و بینظیرت هم، که در کنار دوستانت به وجود میآوری، دوری میکنی.
تو خرسند و شکیبایی چنینت در خیال آید
که ما را همچنین باشد شکیبایی و خرسندی
هوش مصنوعی: شما خوشحال و صبورید و چنین به نظر میرسد که ما هم میتوانیم با همین خوشحالی و صبوری رفتار کنیم.
نگفتی بیوفا یارا که از ما نگسلی هرگز؟
مگر در دل چنین بودت که خود با ما نپیوندی
هوش مصنوعی: تو که هیچوقت نگفتی که به ما وفادار نخواهی ماند، آیا حقیقتاً در دلات این بود که نمیخواهی به ما نزدیک شوی؟
زهی آسایش و رحمت نظر را کِش تو منظوری
زهی بخشایش و دولت، پدر را کِش تو فرزندی
هوش مصنوعی: آهان، چه آسایش و رحمت بزرگی است که نگاه تو به من میافکند! چه بخشش و نعمت عظیمی است که از طرف پدر تو به من میرسد!
شکار آن گه توان کشتن که محکم در کمند آید
چو بیخ مهر بنشاندم درخت وصل برکندی
هوش مصنوعی: برای شکار کردن باید موقعیت را به خوبی در اختیار داشته باشی، چون وقتی این موقعیت به دست آمد، میتوانی هدف را به راحتی از بین ببری. زمانی که ریشه محبت را از زمین بیرون بکشی، دیگر پیوندی بین شما و آن هدف وجود نخواهد داشت.
نمودی چند بار از خود که حافظ عهد و پیمانم
کنونت باز دانستم که ناقض عهد و سوگندی
هوش مصنوعی: تو چند بار به من نشان دادی که حافظ عهد و پیمان هستی، اما اکنون فهمیدم که خودت عهد و سوگند را میشکنی.
مرا زین پیش در خلوت فراغت بود و جمعیت
تو در جمع آمدی ناگاه و مجموعان پراکندی
هوش مصنوعی: قبل از این، در تنهایی و آرامش بودم، اما ناگهان تو به جمع ما پیوستی و همه چیز به هم ریخت و به تداخل افتاد.
گرت جان در قدم ریزم هنوزت عذر میخواهم
که از من خدمتی ناید چنان لایق که بپسندی
هوش مصنوعی: اگر جانم را هم در راه تو نثار کنم، باز هم از تو عذرخواهی میکنم، زیرا هیچ خدمتی از من برنمیآید که شایستهی تو باشد و مورد پسندت قرار گیرد.
ترش بنشین و تیزی کن که ما را تلخ ننماید
چه میگویی چنین شیرین که شوری در من افکندی
هوش مصنوعی: نیشخند بزن و خود را تیز کن تا ما را تلخ نکنید. چرا اینقدر شیرین صحبت میکنی در حالی که شوری در دلم ایجاد کردهای؟
شکایت گفتن سعدی مگر باد است نزدیکت؟
که او چون رعد مینالد تو همچون برق میخندی
هوش مصنوعی: شکایت و ناله سعدی شبیه به صدای رعد و برق است، اما تو در کنار او فقط به مانند یک برق میخندی.