برگردان به زبان ساده
ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن
قوت او میکند بر سر ما تاختن
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم با عشق مبارزه کنیم، اما عشق به ما قدرت میدهد و باعث میشود که به شدت به ما حمله کند.
گر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیش
هر دو به دستت در است کشتن و بنواختن
تصحیح AI: اگر راهی به سوی خودت بدهی یا اجازه ندهی به جلو برویم، در هر دو حالت در دستان توست که انتخاب کنی بین نابودی و نوازش. (AI: اگر راهی به سوی خودمان بدهیم یا اجازه ندهی به جلو برویم، در هر دو حالت در دستان توست که انتخاب کنی بین نابودی و نوازش.)
گر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواست
چاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن
تصحیح AI: اگر تو با شمشیر و تیر به ما حمله کنی، راهی برای ما وجود ندارد جز اینکه سپر بر زمین بگذاریم. (AI: اگر تو با شمشیر و تیر به ما حمله کنی، راهی برای ما وجود ندارد جز اینکه از خودمان دفاع کنیم و سپر بگذاریم.)
کشتی در آب را از دو برون حال نیست
یا همه سود ای حکیم یا همه درباختن
هوش مصنوعی: کشتی که در دریا حرکت میکند، نمیتواند هم به مقصد برسد و هم ضرر کند. یا همهچیز به نفع است یا همهچیز به زیان. ای حکیم!
مذهب اگر عاشقیست سنت عشاق چیست
دل که نظرگاه اوست از همه پرداختن
تصحیح AI: اگر عشق یک مذهب است، پس رسم عاشقان چیست؟ دل که جایگاه اوست، باید از همه چیز دیگر جدا ساخت. (AI: اگر عشق یک مذهب است، پس رسم عاشقان چیست؟ دل که جایگاه اوست، چرا از همه چیز دیگر جدا شده است؟)
پایه خورشید نیست پیش تو افروختن
یا قد و بالای سرو پیش تو افراختن
هوش مصنوعی: خورشید نمیتواند با درخشندگی تو رقابت کند و هیچ درخت سروی نمیتواند با قامت تو برابری کند.
هر که چنین روی دید جامه چو سعدی درید
موجب دیوانگیست آفت بشناختن
هوش مصنوعی: هر کسی که چنین چهرهای را ببیند، مانند سعدی لباس خود را پاره میکند. این نشاندهنده جنون و دیوانگی است که از شناخت آن دردسر به وجود میآید.
یا بگدازم چو شمع یا بکشندم به صبح
چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن
هوش مصنوعی: یا مانند شمع ذوب شوم یا اینکه مرا به صبح بکشند، چارهای غیر از این نیست که بسوزم و بسازم.
ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست
زخم توان خورد و تیغ بر نتوان آختن
هوش مصنوعی: ما با تو در جنگ بهشتی دست از دفاع برداشتیم، زیرا در نبرد با دوست نمیتوانیم از آسیبهای جدی فرار کنیم و نمیتوانیم به او ضربه بزنیم.