برگردان به زبان ساده
گر دست دهد هزار جانم
در پای مبارکت فشانم
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیش بیاید، هزار جانم را فدای پای باارزش تو میکنم.
آخر به سرم گذر کن ای دوست!
انگار که خاک آستانم
هوش مصنوعی: ای دوست، کمی به من توجه کن، گویا من به گرد و غبار آستانت نشستهام.
هر حکم که بر سرم برانی
سهل است، ز خویشتن مرانم
تصحیح AI: هر دستوری که بر من فرود آید آسان است؛ فقط خود را از من دور نکن. (AI: هر دستوری که بر من فرود آید آسان است؛ فقط خودم را از خودم دور نکنم.)
تو خود سر وصل ما نداری
من عادت بخت خویش دانم
هوش مصنوعی: تو خودت نمیدانی که چگونه به وصل ما برسی، اما من به سرنوشت خودم آگاه هستم و با آن سازگارم.
هیهات که چون تو شاهبازی
تشریف دهد به آشیانم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم تصور کنم که کسی به بزرگی تو به خانهام بیاید.
گر خانه محقر است و تاریک
بر دیدهٔ روشنت نشانم
هوش مصنوعی: اگر خانهام کوچک و تاریک باشد، ولی بر چشمانت نور را نمایان کنم.
گر نام تو بر سرم بگویند
فریاد برآید از روانم
هوش مصنوعی: اگر نام تو بر زبانها بیفتد، قلبم به شدت به تپش در میآید و احساساتم به جوش و خروش میآید.
شب نیست که در فراق رویت
زاری به فلک نمیرسانم
تصحیح AI: شبی نیست در شبهایی که دور از تو هستم، که ناله و فریادم به آسمان نرسد. (AI: در شبهایی که دور از تو هستم، نمیگذارم کسی از غم و اندوه من باخبر شود.)
آخر نه من و تو دوست بودیم؟
عهد تو شکست و من همانم
هوش مصنوعی: آیا ما هرگز دوست نبودیم؟ تو قول و قرار خود را شکستی و من هنوز همان فرد سابق هستم.
من مُهرهٔ مِهر تو نریزم
الا که بریزد استخوانم
تا جسمم از بین برود و استخوانهایم بریزد، از مهرهٔ عشق تو دست نمیکشم. (AI: من فقط از روی عشق و محبت به تو میتوانم به تو خدمت کنم، وگرنه برای من هیچ ارزش و معنی ندارد.)
من ترک وصال تو نگویم
الا به فراق جسم و جانم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم جدایی از تو را بپذیرم مگر اینکه جسم و روح من از هم جدا شوند.
مجنونم اگر بهای لیلی
ملک عرب و عجم ستانم
تصحیح AI: من مجنونم، اگر برای بهدست آوردن لیلی، حتی یک قلمرو بزرگ و باارزش چون ملک عرب و عجم را بخواهند، آن را به دست میآورم و میپردازم. (AI: من دیوانهام، اگر برای بهدست آوردن لیلی، حتی یک قلمرو بزرگ و باارزش را به دست بیاورم.)
شیرین زمان تویی به تحقیق
من بندهٔ خسرو زمانم
هوش مصنوعی: تو در زمان خود، همانند شیرینی میمانی و من به حقیقت، خدمتگزار و بندهی بزرگترین شخصیت این دوران هستم.
شاهی که وِرا رسد که گوید
«مولای اکابر جهانم»
تصحیح AI: پادشاهی که شایسته است بگوید: من سرور بزرگان دنیا هستم. (AI: پادشاهی که به او برسند و بگویند من بزرگترین سرور دنیا هستم.)
ایوان رفیعش آسمان را
گوید «تو زمین، من آسمانم»
هوش مصنوعی: بنا و سازهای بلند و عظیم دارد که به آسمان نزدیک است و به نوعی خود را بالاتر از زمین و در مقام آسمان میداند.
دانی که ستم روا ندارد؟
مگذار که بشنود فغانم
هوش مصنوعی: میدانی که ظلم جایی ندارد، پس نذار صدای نالهام به گوش کسی برسد.
هر کس به زمان خویشتن بود
من سعدی آخرالزمانم
هوش مصنوعی: هر کسی در دوران خودش شناخته میشود و من سعدی، نماینده و شاعر آخرین دورهای هستم.