برگردان به زبان ساده
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
هوش مصنوعی: وقتی که تو آمدی، من چقدر انتظار و اشتیاق داشتم و در حالتی آشفته بودم، اما نماندی و رفتی، و بعد از رفتنت احساس کردم که مانند یک وجود بیجان شدم.
نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم
هوش مصنوعی: من هرگز از یاد تو غافل نمیشوم، حتی اگر خاموش بمانم، چون در فکر ویژگیهای تو حیران و متحیرم.
بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیه خار مغیلان بودم
هوش مصنوعی: در دنیای بدون تو، یک شب در میان گلها نبودم، چون که در بیابان خاری از مغیلان را تجربه کردم.
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
هوش مصنوعی: هر لحظه با امید رسیدن به تو زنده بودم، وگرنه دور از دید تو به شدت دچار دلتنگی شده بودم.
به تولای تو در آتش محنت چو خلیل
گوییا در چمن لاله و ریحان بودم
هوش مصنوعی: به خاطر محبت تو، من در مشکلات مانند حضرت ابراهیم در آتش هستم، اما احساس میکنم که در باغی پر از گل و ریحان زندگی میکنم.
تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم
هوش مصنوعی: من تا دم صبح منتظر بودم تا صدای مرغ سحر را بشنوم، امید داشتم که یک بار دیگر بوی تو را حس کنم.
سعدی از جور فراقت همه روز این میگفت
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
هوش مصنوعی: سعدی از سختی جدایی تو هر روز میگفت که تو عهد خود را شکستی و من همچنان بر سر پیمان خود ایستاده بودم.