برگردان به زبان ساده
من با تو نه مرد پنجه بودم
افکندم و مردی آزمودم
هوش مصنوعی: من با تو مانند کسی که در نبرد پنجهزن است، نیستم که تواناییهایم را بسنجی و آزمایش کنی.
دیدم دل خاص و عام بردی
من نیز دلاوری نمودم
هوش مصنوعی: متوجه شدم که تو راجع به همهکس تأثیر گذاشتهای، بنابراین من هم تصمیم گرفتم勇敢انه عمل کنم و به میدان بیایم.
در حلقه کارزارم انداخت
آن نیزه که حلقه میربودم
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، آن نیزهای که من همیشه توانسته بودم حلقهها را از آنها بربایم، اکنون مرا به داخل میدان کشانده است.
انگشتنمای خلق بودم
و انگشت به هیچ برنسودم
هوش مصنوعی: من مورد توجه و دستنشانده مردم بودم، اما هیچگونه منفعتی برای خودم نداشتهام.
عیب دگران نگویم این بار
کاندر حق خویشتن شنودم
هوش مصنوعی: نمیخواهم عیوب دیگران را بگویم، زیرا امروز خودم از اشتباهات و نقصهای خود آگاه شدم.
گفتم که برآرم از تو فریاد
فریاد که نشنوی چه سودم
هوش مصنوعی: گفتم که از دل پر درد و آه خود صدا بلند کنم، ولی چه فایده دارد چون تو صدای مرا نمیشنوی.
از چشم عنایتم مینداز
کاول به تو چشم برگشودم
هوش مصنوعی: از نظر لطف تو، چشمم را از تو برنمیدارم؛ زیرا با نگاه به تو، بینا شدم.
گر سر برود فدای پایت
مرگ آمدنیست دیر و زودم
هوش مصنوعی: اگر سر برود، جانم فدای قدمهای توست؛ مرگ هر زمان که بخواهد میآید، چه زود و چه دیر.
امروز چنانم از محبت
کآتش به فلک رسید و دودم
هوش مصنوعی: امروز به قدری محبت در دل دارم که حس میکنم آتش عشق و احساساتم به آسمان میرسد و دودی از آن برمیخیزد.
وان روز که سر برآرم از خاک
مشتاق تو همچنان که بودم
هوش مصنوعی: روزی که از خاک برخیزم، همچنان که در گذشته دلتنگ تو بودم، مشتاق تو خواهم بود.