برگردان به زبان ساده
عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم
یا گناهیست که اول من مسکین کردم
عشقبازی را من به جهان نیاوردم و یا گناهی باشد که اولین بار منِ مسکین مرتکب شده باشم!
تو که از صورت حال دل ما بیخبری
غم دل با تو نگویم که ندانی دردم
هوش مصنوعی: تو که از وضعیت دل ما خبر نداری، غم و درد دل را با تو در میان نمیگذارم چون نمیدانی که چقدر درد میکشم.
ای که پندم دهی از عشق و ملامت گویی
تو نبودی که من این جام محبت خوردم
هوش مصنوعی: ای کسی که به من نصیحت میکنی درباره عشق و عیبجویی میکنی، تو در حقیقت نمیدانی که من چه تجربهای از عشق و محبت دارم و این جام محبت را چطور نوشیدهام.
تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من
ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم
هوش مصنوعی: تو به فکر منافع و خواستههای خودت باش، چون من از قبل جانم را فدای عشق کردهام و قلبم را به کسی سپردهام.
عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم
و گر این عهد به پایان نبرم نامردم
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتیم که جان خود را در راه تو فدا کنیم و اگر در این عهد موفق نشوم، من شایسته نامردی هستم.
من که روی از همه عالم به وصالت کردم
شرط انصاف نباشد که بمانی فردم
هوش مصنوعی: من به عشق تو از تمام دنیا روی برگرداندهام، پس انصاف این است که تو نیز به خاطر من تنها نمانی.
راست خواهی تو مرا شیفته میگردانی
گرد عالم به چنین روز نه من میگردم
واقعیتش را بخواهی این تویی که باعث میشوی عاشقت بشوم. این که میبینی امروز ویلان و سرگردان عالمم از روی اختیار و دست خودم نیست.
خاک نعلین تو ای دوست نمییارم شد
تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم
AI تصحیحشده: من خاک نعلین تو نمیخواهم (باشم)، زیرا نگرانم که (گردی از من) بر دامن پاکیات نشیند.
روز دیوان جزا دست من و دامن تو
تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم
هوش مصنوعی: در روز حساب و جزا، من در دستانم به تو چنگ میزنم و از تو خواهش میکنم که بگویی من سعدی به چه دلیل دل تو را آزار دادهام.