برگردان به زبان ساده
مپندار از لب شیرین عبارت
که کامی حاصل آید بیمرارت
مپندار که از لبانی که سخنانی شیرین از آنها میتراود، بدون رنج و سختی کامی حاصل میشود. [ شیرینعبارت = خوشسخن، شیرینبیان / کام = مراد، آرزو / مرارت = تلخی، زحمت ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
فراق افتد میان دوستداران
زیان و سود باشد در تجارت
میان یاران و عاشقان فراق و جدایی هم اتّفاق میافتد و همیشه عشق متضمّن وصال نیست. همچنانکه در داد و ستد هم زیان وجود دارد و هم سود. [ فراق = دوری، جدایی / دوستداران = همنشینان، یاران ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
یکی را چون ببینی کشتهٔ دوست
به دیگر دوستانش ده بشارت
وقتی عاشقی را کُشتهٔ معشوق دیدی، به مشتاقان دیگر بشارت بده که نوبت آنان نیز خواهد رسید که فدای عشق گردند. [ دوست = معشوق / بشارت = مژده ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
ندانم هیچکس در عهد حسنت
که بادل باشد الا بیبصارت
در روزگاری که زیبایی تو فرمان میراند، جز انسانهای کوردل و بیبصیرت همه عاشق گشته و دل از دست دادهاند. [ عهد حُسن = روزگار جمال و زیبایی / بیبصارت = بیبصیرت، ناآگاه و بیخبر ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
مرا آن گوشهٔ چشم دلاویز
به کشتن میکند گویی اشارت
پنداری که آن گوشهٔ چشمان زیبا و دلنشین تو به کُشتن من اشارت میکند. [ دلآویز = زیبا و دلفریب ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر آن حلوا به دست صوفی افتد
خداترسی نباشد روز غارت
اگر آن حلوایی که صوفی خوردنش را به خود حرام کرده بود، به دست وی افتد؛ خداترسی را کنار میگذارد و آن را خواهد خورد. یعنی صوفینمایان، بیواهمه از ناپارسایی و خویشتنداری، تو را تصاحب خواهند کرد. / صوفی = پیرو طریقت تصوّف، در معنی این کلمه و چگونگی انتساب و اشتقاق آن اقوال مختلف و عقاید متفاوت است. عدهای آن را از صفا و عدهای از صوف (= پشم) به مناسبت پشمینهپوشی و عدهای سوفیای یونانی به معنی حکمت و عدهای از صفه و اصحاب صفه میدانند. (فرهنگ اشعار حافظ) - منبع: شرح غزلهای سعدی
عجب دارم درون عاشقان را
که پیراهن نمیسوزد حرارت
در شگفتم که چرا گرمی درون و دلِ عُشّاق پیراهن آنان را به آتش نمیکشد و نمیسوزاند. [ درون = دل، سینه ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
جمال دوست چندان سایه انداخت
که سعدی ناپدید ست از حقارت
جمال دوست آنچنان سایهگُستر شد که سعدی در برابر آن از حقارت و کوچکی ناپدید گردید. [ حقارت = کوچکی ] - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی