برگردان به زبان ساده
دل پیش تو و دیده به جای دگرستم
تا خصم نداند که تو را مینگرستم
هوش مصنوعی: من قلبم را به تو سپردهام، اما چشمانم را به جای دیگری میدوزم تا دشمن متوجه نشود که به تو نگاه میکنم.
روزی به درآیم من از این پرده ناموس
هر جا که بتی چون تو ببینم بپرستم
هوش مصنوعی: روزی به دنیای بیرون میآیم و هر جایی که معشوقی مانند تو ببینم، او را مورد احترام و ستایش قرار میدهم.
المنة لله که دلم صید غمی شد
کز خوردن غمهای پراکنده برستم
هوش مصنوعی: خوشحالم که دل من به دام غمی افتاد که از تحمل غمهای متعدد رهایی یافتهام.
آن عهد که گفتی نکنم مهر فراموش
بشکستی و من بر سر پیمان درستم
هوش مصنوعی: آن قرار و قولی که تو گفتی فراموش نمیکنم، خودت آن را شکستی و من همچنان به وعدهام پایبند ماندم.
تا ذوق درونم خبری میدهد از دوست
از طعنه دشمن به خدا گر خبرستم
هوش مصنوعی: به خاطر احساس شوق و اشتیاقی که در درونم وجود دارد، اگر از دوستی خبری بیابم، حتی اگر دشمن به من طعنه بزند، برایم مسئلهای نخواهد بود.
میخواستمت پیشکشی لایق خدمت
جان نیک حقیر است ندانم چه فرستم
هوش مصنوعی: میخواستم که هدیهای مناسب برای تو بیاورم، اما جانم کمارزش است و نمیدانم چه چیزی باید از تو درخواست کنم.
چون نیک بدیدم که نداری سر سعدی
بر بخت بخندیدم و بر خود بگرستم
هوش مصنوعی: وقتی خوب نگاه کردم و دیدم که سعدی تو را ندارد، بر شانس خود خندیدم و بر حال خود گریستم.