برگردان به زبان ساده
وقتها یک دم برآسودی تنم
قال مولايَ لِطَرفي لا تَنَم
اوقاتی که جسمم کمی آرامش داشت، مولایم به چشمانم فرمود: نخواب!
اِسْقیاني و دَعاني؛ أَفْتَضِح
عشق و مستوری نیامیزد به هم
هوش مصنوعی: مرا بنوشان و رهایم کن؛ عشق و پنهانکاری هرگز با هم سازگار نیستند.
ما به مسکینی سلاح انداختیم
لا تَحِلُّوا قَتْلَ مَن أَلْقَی السَّلَم
هوش مصنوعی: ما به خاطر فقر خود، سلاح را کنار گذاشتیم و نباید قتل کسی که صلح را پیشنهاد کرده، مجاز شمرده شود.
یا غریبَ الْحُسْنِ، رِفْقاً بِالْغَریب
خون درویشان مریز ای محتشم
هوش مصنوعی: ای زیبای غریب، لطفاً به حال غریبان رحم کن، ای محتشم! خون درویشان را نریز.
گر نکردهستی به خونم پنجه تیز
ما لِذاکَ الْکَفِّ مَخْضوباً بِدَم؟
هوش مصنوعی: اگر به خون من دست نمیزدی، چرا دستت به خون آغشته است؟
قَدْ مَلَکْتَ الْقَلبَ مُلْکاً دائماً
خواهی اکنون عدل کن خواهی ستم
AI: اگر تو قلب مرا به طور دائمی در اختیار داری، پس اکنون باید با انصاف رفتار کنی، نه اینکه ظلم کنی. (تصحیح AI: تو قلب مرا به طور دائمی در اختیار داری، پس اکنون میخواهی با انصاف رفتار کنی، یا اینکه ظلم کنی.)
گر بخوانی ور برانی بندهایم
لا أُبالي؛ إِنْ دَعا لی أَو شَتَم
هوش مصنوعی: اگر مرا بخوانی یا از خود برانی، من بندهام و برایم مهم نیست؛ چه برایم دعا کنی یا دشنام دهی.
یا قَضیبَ الْبانِ! ما هذا الْوُقوف؟
گر خلاف سرو میخواهی، بِچَم
AI: ای شاخهی درخت بید! چرا اینجا ایستادهای؟ اگر میخواهی بر خلاف سرسبزی درختان بیفتی، به من بپیوند. (AI: ای شاخهی درخت بید! چرا اینجا ایستادهای؟ اگر خشم سرو را میخواهی، بخرام!)
عمرها پرهیز میکردم ز عشق
ما حَسِبْتُ الْآنَ إِلّا قَدْ هَجَم
هوش مصنوعی: سالها از عشق تو پرهیز میکردم، اما حالا میبینم که به آن عشق دچار شدهام.
خَلِّیاني؛ نَحوَ منظوري أَقِفْ
تا چو شمع از سر بسوزم تا قدم
هوش مصنوعی: عزیزم، مرا تنها بگذار تا در کنار تو باقی بمانم و مانند شمعی که از روشناییاش میسوزد، فدا شوم.
در ازل رفتهست ما را دوستی
لا تَخونوني؛ فَعَهدي ما انْصَرَم
هوش مصنوعی: در آغاز خلقت، دوستی میان ما برقرار شده است که هرگز نباید در آن خیانت کنیم؛ زیرا این دوستی یک عهد و پیمان است که فراموش نمیشود.
بَذلُ روحي فیکَ أَمرٌ هَیِّنٌ
خود چه باشد در کف حاتم درم؟!
AI تصحیحشده: فدای تو شدن برای من کار سختی نیست، اما این کار (مانند پول و دِرَم) در مقایسه با بخششهای حاتم طایی (است.) (جان من) چه ارزشی دارد؟
بندهام تا زندهام بی زینهار
لَمْ أَزَلْ عَبداً و أَوصالي رِمَم
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، بنده و غلام خدا هستم و همیشه در خدمت او خواهم بود. در این زندگی هیچگاه از بندگی خارج نخواهم شد، حتی اگر جسمم به فرسودگی برسد.
شَنْعةُ الْعَذّالِ عِندي لَمْ تُفِدْ
کز ازل بر من کشیدند این رقم
هوش مصنوعی: افرادی که به من طعنه و سرزنش کردند، از ابتدا نتوانستند تأثیری بر من بگذارند.
گر بنالم وقتی از زخمی قدیم
لا تَلوموني؛ فَجُرْحي ما الْتَحَم
هوش مصنوعی: اگر من از جراحتی قدیمی ناله کنم، شما حق ندارید مرا سرزنش کنید؛ چرا که زخم من هنوز التیام نیافته است.
إِنْ تُرِدْ مَحْوَ الْبَرایا، فَانْکَشِفْ
تا وجود خلق ریزی در عدم
AI تصحیحشده: اگر میخواهی همه موجودات را نابود کنی، (نقاب از چهره بینداز تا) به حالتی از عدم برسید که اثری از خلق و خلقت در آن نباشد.
عقل و صبر از من چه میجویی که عشق
کُلَّما أَسَّسْتُ بُنیاناً هَدَم
AI: عقل و صبر را از من نخواه، چون هرگاه که عشق را پایهگذاری کردهام، آن را خراب کردهام. (تصحیح AI: عقل و صبر را از من نخواه، چون هرچه را پایهگذاری کردهام، عشق آن را خراب کردهاست.)
أَنتَ في قلبي؛ أَ لَمْ تَعْلَمْ بِهِ؟
کز نصیحتکن نمیبیند اَلَم
AI: تو در قلب من هستی؛ آیا از این موضوع آگاه نیستی؟ زیرا کسی که نصیحت میکند، نمیتواند آن را ببیند، مگر اینکه خود به آن توجه کند. (AI: تو در قلب من هستی؛ آیا از این موضوع آگاه نیستی؟ زیرا از کسی که نصیحت میکند، آزردگی نمیبیند.)
سعدیا جان صرف کن در پای دوست
إنَّ غایاتِ الْأَماني تُغْتَنَم
هوش مصنوعی: سعدی جان، زندگیات را در راه دوستی صرف کن. زیرا تمام آرزوها و آرمانها در دوستی به دست میآید و از آن بهرهمند خواهی شد.