برگردان به زبان ساده
ساقی بده آن شراب گلرنگ
مطرب بزن آن نوایْ بر چنگ
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن شراب خوش رنگ را به من بده و ای نوازنده، آن نغمه زیبا را بر سازت بزن.
کز زهد ندیدهام فتوحی
تا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
هوش مصنوعی: من از گرفتن زهد و پارسایی چیزی به دست نیاوردهام، پس چرا باید تلاش کنم که چیزهای با ارزشی را بر روی سنگ بیندازم؟
خون شد دل من ندیده کامی
اِلّا که برفت نام با ننگ
هوش مصنوعی: دل من از درد عشق، چون آب شده و هیچ خوشحالیای برایم نمانده جز اینکه نامم با شرمساری برود.
عشق آمد و عقل همچو بادی
رفت از بر من هزار فرسنگ
هوش مصنوعی: عشق به سراغم آمد و عقل مانند بادی از من دور شد، حتی اگر هزار فرسنگ فاصله داشته باشد.
ای زاهد خرقهپوش تا کی
با عاشق خستهدل کنی جنگ؟
هوش مصنوعی: ای زاهد که لباس ساده و ریاضت میپوشی، تا کی میخواهی با عاشق دلشکسته و غمگین درگیر شوی؟
گِرد دو جهان بگشته عاشق
زاهد بنگر نشسته دلتنگ
معنی: این عاشق دلخسته دو جهان را در نوردیده
است؛ در حالی که زاهد با عبوس زهد زیسته و دلتنگ و نگران پارسایی خویش زندگی کرده
است. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
من خرقه فکندهام ز عشقت
باشد که به وصل تو زنم چنگ
هوش مصنوعی: من از عشق تو از همه چیز دست کشیدهام و تنها آرزویم این است که از وصال تو لذت ببرم و دلنوازیم کنم.
سعدی همه روز عشق میباز
تا در دو جهان شوی به یک رنگ
هوش مصنوعی: سعدی هر روز به عشق و محبت میپردازد تا در دنیاهای مختلف به یک شکل و حالت دراید.