برگردان به زبان ساده
کس ندیدهست به شیرینی و لطف و نازش
کس نبیند که نخواهد که ببیند بازش
معنی: هیچ کس انسانی را با شیرینی و
لطافت و دلبری او ندیده است و هیچ کس نیست که او را ببیند و آرزو نکند که دوباره ببیندش. - منبع: شرح غزلهای سعدی
مطرب ما را دردیست که خوش مینالد
مرغ عاشق طربانگیز بود آوازش
هوش مصنوعی: خواننده مورد نظر ما دلی پر از درد دارد و در زمان نواختن، آوازش چنان دلنشین و روحافزا است که مانند صدای پرندهای عاشق، نشاطآور و دلپذیر به گوش میرسد.
بارها در دلم آمد که بپوشم غم عشق
آبگینه نتواند که بپوشد رازش
هوش مصنوعی: بارها به خودم گفتم که غم عشق را پنهان کنم، اما نمیتوانم آن را مانند یک چیز شفاف و ظریف بپوشانم و به خاطر همین، راز آن همیشه فاش میشود.
مرغِ پرنده اگر در قفسی پیر شود
همچنان طبع فرامُش نکند پروازش
هوش مصنوعی: هرچند مرغی که در قفس زندگی کند، ممکن است پیر شود و به زحمت بتواند پرواز کند، اما طبیعت اصلیاش را فراموش نمیکند و همچنان در دلش اشتیاق پرواز دارد.
تا چه کردیم دگر باره که شیرینلب دوست
به سخن باز نمیباشد و چشم از نازش
هوش مصنوعی: به چه کارهایی دست زدهایم که دیگر لبهای شیرین دوست به گفتگو باز نمیشود و نگاه از ناز او برنمیگرداند؟
من دعا گویم اگر تو همه دشنام دهی
بنده خدمت بکند ور نکنند اعزازش
هوش مصنوعی: اگر تو به من بد بگویی و دشنام بدهی، من همچنان دعا میکنم و به خدمت ادامه میدهم، حتی اگر دیگران به من احترام نگذارند.
غرق دریای غمت را رمقی بیش نماند
آخر اکنون که بکشتی به کنار اندازش
هوش مصنوعی: در دریای غم تو غرق شدهام و دیگر نیرویی برای ادامه زندگی ندارم. حالا که به ساحل رسیدهای، او را به کنار بکش.
خون سعدی کم از آن است که دست آلایی
ملخ آن قدر ندارد که بگیرد بازش
معنی: ای یار، خون سعدی آن قدر ارزش ندارد که تو
دستانت را بدآن آلوده سازی؛ همچنانکه ملخ
ارزش ندارد که عقاب به شکارش رود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی