برگردان به زبان ساده
هر که نامهربان بود یارش
واجب است احتمال آزارش
AI: هر کسی که با دیگران مهربان نیست، طبیعی است که ممکن است با او آزار و اذیت شود. (تصحیح AI: هر کسی که یارش مهربان نیست، طبیعی است که ممکن است از او آزار و اذیت شود.)
طاقت رفتنم نمیماند
چون نظر میکنم به رفتارش
هوش مصنوعی: وقتی به رفتار او نگاه میکنم، دیگر طاقت رفتن از اینجا را ندارم.
وز سخن گفتنش چنان مستم
که ندانم جواب گفتارش
هوش مصنوعی: از صحبتهای او چنان سرمست شدهام که حتی نمیدانم چه جوابی به او بدهم.
کشته تیر عشق زنده کند
گر به سر بگذرد دگربارش
AI: تیر عشق میتواند کسی را که در اثر آن جانش را از دست داده، دوباره زنده کند؛ اگر او یک بار دیگر این تیر را تجربه کند. [تصحیح AI: (معشوق) میتواند کسی را که در اثر تیر عشق جانش را از دست داده، دوباره زنده کند؛ اگر او (معشوق) یک بار دیگر بر سر او گذر کند.]
هر چه زان تلختر بخواهد گفت
گو بگو از لب شکربارش
AI: هرچه از آن موضوع تلختر و سختتر باشد، باز هم بگو و از زبان شیرین او حرف بزن. (تصحیح AI: هرچه از آن موضوع تلختر و سختتر باشد، به
او بگو که از لبان شیرینش بگوید.)
عشق پوشیده بود و صبر نماند
پرده برداشتم ز اسرارش
هوش مصنوعی: عشق را پنهان نگه داشته بود و دیگر تحمل من تمام شده بود، بنابراین پرده از رازهایش برداشتم.
وه که گر من به خدمتش برسم
خود چه خدمت کنم به مقدارش
هوش مصنوعی: چه خوب است اگر بتوانم به خدمت او برسم، اما بخوانید که من چقدر کوچک و ناچیز هستم در برابر عظمت او.
بیم دیوانگیست مردم را
ز آمدن رفتن پری وارش
AI: مردم از آمدن و رفتن او به شدت نگران و بیمناک هستند، گویی که با دیوانگی مواجهاند. (تصحیح AI: مردم از آمدن و رفتن او به شدت نگران و بیمناک دیوانگی خود هستند، چون گویی که با فرشتهای مواجهاند.)
کاش بیرون نیامدی سلطان
تا ندیدی گدای بازارش
هوش مصنوعی: ای کاش تو، ای پادشاه، هرگز از قصر بیرون نمیآمدی تا در کنار مردم عادی و فقیر بازار را نمیدیدی.
سعدیا روی دوست نادیدن
به که دیدن میان اغیارش
هوش مصنوعی: ای سعدی، بهتر است که انسان چهره دوستش را نبیند تا اینکه او را در میان دیگران ببیند.