برگردان به زبان ساده
آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان میآید
تصحیح AI: این احساس واقعی عشق نیست که از دل به زبان میآید و این فرد عاشق نیست که (از دستِ) عشقش (و) از سمت معشوق شکایت کند.
گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
آن که از دست ملامت به فغان میآید
معنی: به آن کسی که بر اثر سرزنش دیگران به فریاد
میآید، بگو برود و در گوشهای در پشت زانوی ایمنی جای گیرد و از ملامت در امان
بماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد
نشنیدیم که دیگر به کران میآید
هوش مصنوعی: هرکس که در این دریا خطرناک گرفتار شود، نشنیدهایم که دوباره به ساحل برسد.
یا مسافر که در این بادیه سرگردان شد
دیگر از وی خبر و نام و نشان میآید
هوش مصنوعی: ای مسافر، تو که در این بیابان گم شدهای، دیگر خبری از تو و نشانی از وجودت نخواهد بود.
چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز
باز بر هم منه ار تیر و سنان میآید
هوش مصنوعی: هرگاه که چشمت به دیدن کسی باز شود و عشق و علاقه را حس کنی، حتی اگر تیر و سنان (خطر و دشواری) به تو نزدیک شود، نباید پلکهایت را ببندی و از دیدن آن شخص چشم بپوشی.
عاشق آن است که بی خویشتن از ذوق سماع
پیش شمشیر بلا رقصکنان میآید
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی است که بدون توجه به خود و از شوق و شوری که دارد، با افتادگی و شجاعت به استقبال مشکلات و سختیها میرود و همچون کسی که در حال رقصیدن است، با قلبی شاداب و روحی آزاد به چالشها نزدیک میشود.
حاش لله که من از تیر بگردانم روی
گر بدانم که از آن دست و کمان میآید
هوش مصنوعی: به هیچ وجه نخواهم رفت که روی خود را از تیر پنهان کنم، چون اگر بدانم که تیر از آن دست و کمان میآید.
کشته بینند و مقاتل نشناسند که کیست
کاین خدنگ از نظر خلق نهان میآید
هوش مصنوعی: افرادی را مشاهده میکنند که فوت شدهاند، اما نمیتوانند شناسایی کنند که قاتل آنان کیست، چرا که تیرانداز در پشت پردهای پنهان است و کسی او را نمیبیند.
اندرون با تو چنان انس گرفتهست مرا
که ملالم ز همه خلق جهان میآید
تصحیح AI: در درون من چنان با تو صمیمی شدهام که دیگر از همه کس و همه چیز در دنیا احساس ناراحتی میکنم.
شرط عشق است که از دوست شکایت نکنند
لیکن از شوق حکایت به زبان میآید
هوش مصنوعی: عشق حقیقی به این معناست که انسان نباید از دوستش گله کند، اما احساسات و شور و شوقش باید به زبان بیاید و ابراز شود.
سعدیا این همه فریاد تو بی دردی نیست
آتشی هست که دود از سر آن میآید
تصحیح AI: سعدی جان، صدای تو از روی (بی)درد(ی) نیست، بلکه حرارتی وجود دارد که دود از آن بلند میشود و نشاندهندهای از آتش درون است.