برگردان به زبان ساده
به حسن دلبر من هیچ در نمیباید
جز این دقیقه که با دوستان نمیپاید
معنی: چیزی وجود ندارد که بر لطف و
زیبایی محبوب من بیفزاید، مگر این نکته که او
نسبت به دوستان بیوفاست و بر سر پیمان خویش نمیماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
حلاوتیست لب لعل آبدارش را
که در حدیث نیاید چو در حدیث آید
معنی: لب لعل سرخ و پر آب یار هنگامی که به سخن درآید،
آنچنان شیرین است که نمیتوان آن را توصیف کرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ز چشم غمزده خون میرود به حسرت آن
که او به گوشه چشم التفات فرماید
هوش مصنوعی: از چشمان غمگین من اشک میریزد، به امید اینکه محبوب نگاهی به من بیندازد.
بیا که دم به دمت یاد میرود هر چند
که یاد آب به جز تشنگی نیفزاید
معنی: ای محبوب دلربا، بیا که هر
لحظه یاد تو در ذهن من زنده است؛ زیرا من همانند تشنهای هستم که یاد آب فقط بر
تشنگی او میافزاید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
امیدوار تو جمعی که روی بنمایی
اگر چه فتنه نشاید که روی بنماید
معنی: جمعی امیدوارند که تو روی
بنمایی؛ اگر چه سزاوار نیست که آن کس که مفتون میسازد، روی نشان دهد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
نخست خونم اگر میروی به قتل بریز
که گر نریزی از دیدهام بپالاید
معنی: اگر میروی در همان آغاز رفتن
مرا بکش و خونم را بریز؛ زیرا اگر چنین نکنی پس از رفتنت خونم از دیدگانم خواهد
رفت و به تدریج خواهم مرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به انتظار تو آبی که میرود از چشم
به آب چشم نماند که چشمه میزاید
معنی: در انتظار تو اشکی که از
دیدگانم جاری است، به آب چشم نمیماند؛ گویی چشمهای است که میتراود و فیضان میکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
کنند هر کسی از حضرتت تمنایی
خلاف همت من کز توام تو میباید
معنی: هر کسی از پیشگاه تو تمنایی
دارد، بر خلاف من که دریغم میآید که از تو جز تو را بخواهم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
شکر به دست ترش روی خادمم مفرست
و گر به دست خودم زهر میدهی شاید
معنی: برای من به دست خدمتگزار عبوس
خود شکر مفرست. اگر با دستان خود به من زهر دهی، گواراتر از آن شکر است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تو همچو کعبه عزیز اوفتادهای در اصل
که هر که وصل تو خواهد جهان بپیماید
هوش مصنوعی: تو مانند کعبهای هستی که ارزش و محبوبیت زیادی دارد و در حقیقت هر کسی که به تو دسترسی پیدا کند، باید سختیها و سفرهای زیادی را پشت سر بگذارد.
من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنان عقل ز دست حکیم برباید
هوش مصنوعی: من هرگز تصور نکردم که قدرت عشق بتواند کنترل و تسلط عقل را از حکیم بگیرد.
نگفتمت که به ترکان نظر مکن سعدی
چو ترک ترک نگفتی تحملت باید
معنی: ای سعدی، آیا به تو نگفته
بودم که به زیبارویان نگاه مکن؟ چون نگریستن به زیبارویان را ترک نکردی و عاشق شدی
پس باید تحمل کنی و شکیبا باشی. - منبع: شرح غزلهای سعدی
در سرای در این شهر اگر کسی خواهد
که روی خوب نبیند به گل برانداید
معنی: اگر کسی میخواهد در این شهر
چشمش به چهرهٔ زیبارویان نیفتد، ناچار باید در خانه خویش را با گِل بپوشاند و از آن
بیرون نیاید. (زیرا این شهر پر از زیبارویان است و هر لحظه که پای از در بیرون نهد،
زیبارویی را خواهد دید). - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی