برگردان به زبان ساده
آن که مرا آرزوست دیر میسر شود
وین چه مرا در سرست عمر در این سر شود
معنی: آن که او را آرزو میکنم، به آسانی به دست
نمیآید برای تحقق این چیزی که در اندیشه من است، تمام عمرم صرف خواهد شد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا تو نیایی به فضل رفتن ما باطلست
ور به مثل پای سعی در طلبت سر شود
معنی: اگر تو از روی کرامت بازنگردی
رفتن ما در پی تو سودی ندارد؛ حتی اگر به عنوان مثال پای سعی و تلاش ما در
خواستاری تو به سر تبدیل گردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
برق جمالی بجست خرمن خلقی بسوخت
زان همه آتش نگفت دود دلی برشود
معنی: زیبایی مثل صاعقهای برخاست و
خرمن صبر مردم را به آتش کشید؛ اما آن صاحبجمال واهمهای نداشت که از آن آتش آه
دلها بر آسمان رود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ای نظر آفتاب هیچ زیان داردت
گر در و دیوار ما از تو منور شود
معنی: ای که نگاهت به آفتاب ماند،
آیا اگر از پرتو نگاه تو در و دیوار وجود ما روشن و نورانی گردد، زیانی به تو
خواهد رسید؟! - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر نگهی دوستوار بر طرف ما کنی
حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود
حقّه: دُرج و قوطی، ظرف و آوند /
کیمیا: ← ۴۸٫۱۰ / معنی: اگر نگاهی مهرآمیز و دوستانه به سوی ما بیفکنی حقّهٔ چشمانت
همان کیمیاست و چیزی از آن کاسته نمیشود؛ ولی وجود ما که به مس میماند، به زر
تبدیل میگردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش خردمند را عشق به تاراج برد
من نشنیدم که باز صید کبوتر شود
معنی: عشق، هوش و خرد انسان را به
یغما برد. من تاکنون نشنیدهام که کبوتر بتواند شاهین را صید کند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گر تو چنین خوبروی بار دگر بگذری
سنت پرهیزگار دین قلندر شود
قلندر: ← ۳۲٫۹ / معنی: اگر تو
زیباروی بار دیگر عشوهکنان بخرامی، رسم پرهیز و خودداری پرهیزگار به روش قلندر
تبدیل مییابد و عابد هم قلندر میشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر که به گِل دربماند تا بنگیرند دست
هر چه کند جهد بیش پای فروتر شود
هوش مصنوعی: هر کسی که در مشکلات و سختیها بماند و نتواند از آنها خارج شود، هر چه تلاش کند، گرفتارتر و زمینگیرتر خواهد شد.
چون متصور شود در دل ما نقش دوست
همچو بتش بشکنیم هر چه مصور شود
معنی: وقتی که نقش دوست در دل ما
تصویر شود هر چیز دیگر جز او را که در دل نقش
بندد، مثل بت در هم خواهیم شکست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
پرتو خورشید عشق بر همه افتد ولیک
سنگ به یک نوع نیست تا همه گوهر شود
معنی: عشق چونان خورشیدی بر هر چیز
پرتو میافکند؛ اما سنگها همه مثل هم نیست و فقط برخی از آنها در اثر تابش خورشید
عشق به گوهر تبدیل میگردد. / بیت
اشاره است به این عقیده قدما که تابش خورشید سنگ را لعل و گوهر میکند که خواجه
نصیرالدین طوسی در تنسوخ نامه ایلخانی از صفحه ۲۲ - ۱۶ بحث مبسوطی در این باره
دارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هر که به گوش قبول دفتر سعدی شنید
دفتر وعظش به گوش همچو دف تر شود
معنی: هر کس شعر سعدی را با گوش
پذیرنده بشنود، کتاب پند و اندرز در گوشش مثل صدای ناهنجار دایرهای است که پوست
آن را خیس کرده باشند. / دف: از
خانواده آلات ضربی یا کوبهای است که به آن دایره نیز میگویند و اگر هنگام نواختن
پوست دف تر باشد، صدای آن نامطبوع است؛ به همین سبب قبل از نواختن آن را حرارت میدهند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی