برگردان به زبان ساده
آفتاب از کوه سر بر میزند
ماهروی انگشت بر در میزند
انگشت بر در زدن: در را به صدا در آوردن و اجازه
ورود خواستن. / تناسب: آفتاب، ماه در «ماهروی» / جناس لاحق: سر، بر / تشبيه (صفت
تشبیهی): ماهروی / معنی: خورشید از فراز کوه بر میآید و صبح میشود و یار ماهروی
حضور خویش را با انگشت بر در زدن اعلام میدارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن کمانابرو که تیر غمزهاش
هر زمانی صید دیگر میزند
غمزه: ناز و کرشمه، اشاره به چشم و ابرو / تشبیه:
ابرو به کمان و غمزه به تیر (اضافه تشبیهی) / تناسب: کمان، تیر، صید، میزند / تشبيه
(صفت تشبیهی): کمانابرو (ابروی مثل کمان). و نیز غمزه به تیر (اضافه تشبیهی). / معنی:
آن یار ابروکمان که غمزههای تیرمانندش در هر لحظه صیدی دیگر میزند و به خاک میافکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دست و ساعد میکُشد درویش را
تا نپنداری که خنجر میزند
ساعد: بازو، در استعمال فارسیان مابین کف دست و
آرنج را گویند (لغتنامه) / درویش: عاشق تهیدست و بیچیز / تا: در معنی تحذیر است،
زنهار. / معنی: دست و بازوی او از شدت لطافت و زیبایی عاشق را از پای درمیآورد،
هرگز تصور مکن که قتل عاشق به واسطه خنجر اوست! - منبع: شرح غزلهای سعدی
یاسمینبویی که سرو قامتش
طعنه بر بالای عرعر میزند
ياسمين: یاسمن -> سمن در ۶۹٫۲ / بالا: قد و
قامت / عرعر: درختی است زیبا و تنومند که دارای برگهای مرکب و برگچههای بسیار است در تحفه حکیم مؤمن آمده است که
عرعر سرو کوهی است و او از سرو کوتاهتر و کوچکتر و ثمرش به قدر فندقی و با اندکشیرینی است. (گل و گیاه در ادبیات منظوم فارسی) / کنایه: طعنه زدن (خرده گرفتن
سرزنش کردن) / تشبیه: قامت به سرو (اضافه تشبیهی). / معنی: آن یار یاسمن بویی که
قامت سروگون او بر قامت درخت عرعر طعنه میزند و آن را به تمسخر میگیرد، - منبع: شرح غزلهای سعدی
روی و چشمی دارم اندر مهر او
کاین گهر میریزد آن زر میزند
استعاره مصرحه: گهر (اشک) / زر (زردی رخسار) / بیت
دارای آرایه تقسیم است. / معنی: در عشق آن یار چهرهٔ زرد و چشم اشکباری دارم که زر
و گوهر نثار میکنند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عشق را پیشانیی باید چو میخ
تا حبیبش سنگ بر سر میزند
عشق: «عاشقی که عشق او به درجه کمال رسیده باشد.»
(لغتنامه) / پیشانی: وسعت و فراخی / پیشانی میخ: گردی سر میخ / حبیب: معشوق. / کنایه:
سنگ بر سر زدن (اذیت و آزار کردن، رنج و بلا دادن). / معنی: عاشق عشق معشوق باید
سری همانند میخ داشته باشد تا محبوبش سنگ سخت بر سر او بزند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
انگبین رویان نترسند از مگس
نوش میگیرند و نشتر میزند
انگبین: عسل و شهد، هر چیز شیرین / نوش: عسل و
شیرینی / نشتر: نیشتر، تیغ / کنایه: انگبینرویان (معشوقان زیباروی شیرین) /
استعاره مصرحه: مگس (مزاحم دروغین، مدعى عشق). / معنی: آنان که چهرهای به شیرینی
عسل دارند از مگس ابایی ندارند؛ زیرا اگرچه عاشقان به هوای نوش به معشوقان روی میآورند؛ اما به جای شهد نیش نصیبشان میگردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
در به روی دوست بستن شرط نیست
ور ببندی سر به در بر میزند
جناس لاحق: در، ور، سر، بر. / معنی: شرط انصاف
نیست که در به روی دوست بندند و او را از دیدار محروم سازند؛ زیرا در این صورت
ناگزیر میشود سر بر در معشوق بکوبد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدیا دیگر قلم پولاد دار
کاین سخن آتش به نی در میزند
دیگر: از این پس، بعد از این / قلم پولاد داشتن:
قلم فولادی برداشتن و به کار بردن. / معنی: ای سعدی، از این پس قلمت را از پولاد
انتخاب کن؛ زیرا این سخنان سوزناک قلم نِیین
را به آتش میکشد و از بین میبرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی